كاربردو مزیت های سامانه مه‌پاش

 سامانه مه‌پاش در موارد زیر کاربرد دارد:

1- محوطه توربین و ژنراتورها در نیروگاه‌های برق

2- محوطه ژنراتورهای دیزلی

3- پمپ خانه‌ها، پمپ‌های روغن

4- محوطه مربوط به آزمایش موتورها

5- تجهیزات پمپ خانه‌ها و سامانه‌های انتقال دهنده هیدرولیكی

6- اتاق‌های رنگ و یا پوشش‌های مختلف به كمك سامانه‌های الكترواستاتیكی

7- ترانسفورماتورهای فشار قوی مستقر در فضای باز

8- گالری‌ها و كانال‌های كابل‏های فشار قوی برق

    مزیت سامانه

محاسن استفاده و بكارگیری از سامانه‌های اطفای حریق به كمك مه بطور خلاصه عبارتند از:

1- استفاده از آب بعنوان یك عنصر ارزان قیمت

2- قابلیت رقابت از نقطه نظر اقتصادی با سایر سامانه‌های اطفای حریق نوع گازی

3- عدم تاثیر مخرب و نامطلوب برای كاركنان

4- عدم نیاز به بازرسی و تنظیم و پرکردن مواد، نظیر سامانه‌های اطفاء گاز

5- عدم اشتعال فضا از نقطه نظر تاسیساتی و شبكه لوله‌كشی

6- استفاده از مقدار كم آب در مقایسه با سایر سامانه‌های اطفای حریق آبی

7- دسترسی بموقع به آب مورد نیاز

روش اطفای حریق سامانه مه‌پاش

در روش اطفای حریق فرآیند‌های ذیل صورت می‌گیرد:

1- خنك كنندگی

2- رقیق‌سازی و جایگزینی اكسیژن

3- ایجاد یك لایه سرد و مرطوب روی سطح حریق

4- شستشوی مواد سوخته و مشتعل

در فرآیند خنك كنندگی، در اثر وجود قطرات بسیار ریز آب، بخش بزرگی از حرارت موجود در محیط جذب شده و سریعا كاهش می‌یابد.

در فرآیند جایگزینی اكسیژن، حجم بخار آب تولید شده موجب رانش اكسیژن از محیط حریق می‌گردد.

در بخش سوم، نشستن قطرات آّب روی سطح حریق با ایجاد لایه‌ای جدا كننده و مرطوب در سطح آتش، مانع از ارتباط حریق با هوا می‌گردد.

در چهارمی، توزیع قطرات بسیار ریز آب با فشار كافی در محیط حریق، باعث شستشو و حتی جداسازی مواد سوختی از شعله می‌گردد و به میزان قابل توجهی در خاموش كردن آتش موثر می‌باشد.

استانداردهای بین‌المللی و سامانه‌های اطفای حریق مه‌پاش

سازمان بین‌المللی حفاظت از حریق2 اولین سازمان بین‌المللی است كه اقدام به تدوین استاندارد و تعیین كد خاص مربوط به طراحی و نصب و راه‌اندازی سامانه اطفای حریق خودكار نوع مه‌پاش، نموده است. این سازمان نتیجه فعالیت‌های خود را بصورت آیین‏نامه NFPA 750 تحت عنوان «استاندارد سامانه‌های حفاظت از حریق مه‌پاش»3 در سال 1996 تهیه و تدوین نمود. این استاندارد دارای 12 قسمت اصلی و 5 قسمت ضمیمه می‌باشد كه مورد استفاده طراحان و كارشناسان و مهندسین حریق قرار می‌گیرند.

سیستم های کف و هوای فشرده CAFS

سیستم های کف و هوای فشرده CAFS

خودروها ي عملياتي و نوع فوم، 2 فاکتور بسیار مهم و حائز اهمیت در فرآیند برنامه‌ریزی برای تأمین این ابزارهای صنعتی جدید هستند.

امروزه با وجود سطح وسیعی از کف‌های ضدحریق، برخی از روساي آتش‌نشانی در واحدهای صنعتی به دنبال نصب سیستمی فراتر از سیستم‌های پخش‌کننده کف قدیمی هستند. سیستمی که با بررسی موقعیت و باتوجه به گستردگی آتش، عمل توزیع را انجام دهد. سیستم‌های کف و هوای فشرده به اختصار CAFS نیز گفته می‌شوند. CAFS با هدف تبدیل به ابزاری قدرتمند و تاثیرگذار در عملیات اطفاي حريق واحدهای صنعتی پا به عرصه گذاشته و حتی توان مقابله با آتش را دو برابر كرده است. با این وجود چه چیزی CAFS را از دیگر محصولات متمایز نموده است؟ آیا این سیستم‌ها واقعاً می‌توانند در آتش‌سوزی‌ واحدهای صنعتی، شرایط مناسبی را برای آتش‌نشان‌ها و نیروهای عملياتي فراهم نمایند؟

در شرايط عادی، برای موقعیت‌هایی که مواد اشتعال‌زای معمولی‌تری دارند، از فوم‌های کلاس A استفاده مي‌شود. ولي CAFS پوششی تمام‌حبابی از کف (فوم) بسیار موثر ایجاد می‌نمایند و با پوشش سطح آتش‌های عمودی ناشی از سوخت‌های فسیلی در واحدهای صنعتی به مقابله با آتش می‌پردازد. در اين سيستم‌ها آب و فوم با نسبت معين تركيب شده و با استفاده از هواي فشرده بالاتر از 7 بار به كانون حريق شليك مي‌شود. در اين تكنيك، به سبب کیفیت بالای استفاده از كف بدون توسعه، رطوبت موجود در فوم در اطفاي حريق‌هاي سازه‌هاي فولادي حفظ می‌گردد. البته این بدان معنی نیست که بتوان به عنوان مانعی بلندمدت از آن استفاده نمود. بلکه پوششی میانی کوتاه‌مدت است که تبخیرشده و فرایند خنک‌سازی و كاهش دما را نیز انجام می‌دهد.

از دیگر مزایای این سیستم،‌ توزیع گردشي کف ازطریق جریان هوای فشرده می‌باشد که این امر موجب تولید فوم نهایی در سه گروه خشک، مایع و قطره‌ای می‌شود. وجه تمایز میان این سه گروه در زمان توزیع فوم است. به عنوان مثال: اگر مقدار کمی از مایع فوم جاری شود، زمان توزیع بیشتری نسبت به نوع خشک به دنبال خواهد داشت. بنابراین، پوشش فوم یا کف برای زمان بیشتری دوام خواهد یافت به علاوه، تا زمان پوشش کامل مایع مشتعل به تبخیرش ادامه خواهد داد.

CAFS می‌تواند مزایای بسیاری در فرایند مقابله با آتش در بسیاری از صنایع داشته باشد. اولاً، برای آتش‌سوزی در مخزن‌های کم‌عمق حاوی مواد اشتعال‌زا، پوشش تمام فوم این سیستم‌ها می‌تواند نقش بسیار موثری در مهار شعله‌های آتش داشته باشد. دوماً، قابلیت تغییر غلظت فوم یا کف می‌تواند کل حجم فوم را باتوجه به هر میزان گستردگی آتش پوشش دهد. این ویژگی می‌تواند بسیاری از مشکلات باقی‌ماندن مواد ضدحریق و پاکسازی این مواد را پس از آتش‌سوزی کاهش دهد. به‌علاوه لوله‌های مورداستفاده توسط سیستم CAFS با تقریباً 30 درصد هوای فشرده پر شده‌اند که این امر استفاده از آن‌ها را برای نیروهای عملیاتی، راحت‌تر و وزن‌شان را برای عملیات یا مانور سبک‌تر می‌کند.

ساختار CAFS چگونه است و از چه چیزی ساخته شده است؟ قسمت سخت‌افزاری CAFS بسیار ساده است که شامل: پمپ، سیستم تزریق متمرکز کف / فوم و فشرده‌گر هوا (کمپرسور) می‌باشد. منبع آب آن نیز می‌تواند مخزن خودروی آتش‌نشانی و یا مخزن آب مجزایی باشد که روی خودروی SUV نصب شده است. مابقی تجهیزات می‌بایست در فضایی که هم دارای تهویه است و هم از برخورد تکه‌های پرتابی از صحنه حریق و همچنین واژگونی یا برخورد خودروی عملیاتی محافظت می‌شود، طراحی و جانمایی شود. مساله دیگر، توجه به طراحی اجزاء سیستم و بررسی کارایی و کاربردی‌بودن‌شان در عملیات است که می‌بایست در جانمایی استقرار تجهیزات آتش‌نشانی در عملیات مقابله با حریق لحاظ شود.

ایمنی در این سیستم، یکپارچگی در عمل تلمبه‌زنی است. به‌طوری‌که درصورت استفاده نادرست اپراتور، تنها هوا و آب یا هوا با فشار بالا از لوله یا دریچه مخصوص پمپ می‌شود. این مسئله در شروع عملیات مهار شعله‌های سرکش حریق، بسیار حائز اهمیت است. برای مثال: شاید سیستم در نزدیکی مواد اشتعال‌زا یا مایع قابل‌اشتعال قرار گرفته باشد و درصورت کارکرد اشتباه دریچه، انفجار مهیبی به وقوع بپیوندد.

اخیراً در کابین پمپ خودروهای آتش‌نشانی محیط‌های صنعتی، مکانیسم CAFS نیز طراحی و جانمایی می‌گردد که به‌صورت الکترونیکی تنظیم و توسط اپراتور پمپ هدایت می‌شود. در این تکنولوژی، پمپ هوای موجود، جریان آب خروجی را با بهره‌گیری از منبع آب خودرو، چند برابر نموده و به سمت فوم یا کف فشرده داخل مخزن تزریق می‌نماید. البته هوای فشرده نیز به سیستم اضافه می‌شود. هوای فشرده می‌تواند توسط خود خودرو نیز تولید شود. نهایتاً فوم محتوی هوای فشرده و کف به سرنازل‌ها، مونیتورهای ثابت و یا مونیتور روی خودرو ارسال می‌شود تا مورداستفاده قرار گیرد.

همچنین خودروهای بسیار بزرگ آتش‌نشانی فرودگاهی نیز قابلیت ارتقاء و نصب CAFS را دارند. به‌طوری‌که کلیه خروجی‌های طرفین و مونیتورهای سقفی و جلویی کامیون نیز می‌توانند با استفاده از مکانیسمCAFS به راحتی اقدام به اطفای حریق هواپیماها و یا فضاهای فرودگاهی نمایند. بدین‌منظور می‌بایست شبکه لوله‌کشی و خروجی‌های مذکور را برای استفاده از این فناوری تعویض نمود. این ویژگی حتی می‌تواند با کمترین تغییر در مکانیسم‌های موجود خودروی فرودگاهی و صرفاً با جانمایی‌های حساب‌شده و اعمال برخی تغییرات در کابین آن مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

نکته مهمی که می‌بایست در استفاده از این فناوری رعایت شده و به‌طور بسیار جدی مورد توجه باشد، سرویس و نگهداری مستمر تجهیزات این سیستم است. زیرا درصورت استفاده از آب‌های دارای املاح سنگین، رسوبات سخت و یا ذراتی که فیلتر نشده و در مخزن آب ریخته‌ شده‌اند، مجاری و قطعات داخلی آن دچار جرم‌گرفتگی شده و قابلیت خود را از دست می‌دهند. همچنین کسانی‌که در عملیات مقابله با حریق وظیفه راه‌اندازی این تجهیزات را دارند، می‌بایست با فراگیری آموزش‌های لازم و کافی، موجب بهره‌وری بهینه شده و مانع از ایجاد هرگونه آسیب جدی به پمپ‌ها و متعلقات آن شوند.

زمانی‌که قصد تأمین یک سیستم کف و هوای فشرده‌ دارید، بسیار حائز اهمیت است که متناسب با طرح‌های توسعه‌ای مجموعه‌تان اقدام کنید. به‌علاوه توجه داشته باشید که سیستم انتخابی‌تان تقریباً با نیازهای بخش آتش‌نشانی مطابقت داشته باشد. نکته اساسی فهم کلی از نوع عملیات‌ها و ویژگی‌های کاربردی این فناوری برای مقابله با حریق در زمان کوتاه است. امروزه آتش‌نشان‌های صنعتی نه تنها با فرایند توزیع فوم و هیدرولیک‌ها سروکار دارند بلکه می‌بایست به علم هوا و گاز به‌خوبی علم پخش و توزیع هوای فشرده آگاهی داشته باشند.

با استفاده از CAFS به‌دلیل کاهش نیروهای عملیاتی موردنیاز، منابع مقابله اولیه، ابزارها و میزان کم آب، قدرت مقابله با آتش افزایش می‌یابد. زمانی‌که مدیران HSE یا روسای آتش‌نشانی واحدهای صنعتی اقدام به طراحی، خریداری و استفاده از CAFS برای مقابله با آتش‌سوزی می‌کنند و البته در کنار آن به آموزش نیروها در استفاده از این ابزارها نیز توجه خاصی می‌نمایند، این فناوری سطح بالایی از کیفیت ایمنی در مقابله با آتش را برای آتش‌نشان‌ها و صاحبان واحدهای صنعتی و پالایشگاه‌ها ارائه می‌دهد.

سیستم اطفاء حریق اتوماتیک مه یا پودر آب (Water Mist)

یكی از سامانه‌های پیشرفته اطفای حریق خودكار آبی كه امروزه به دلیل ممنوعیت استفاده از سامانه‌های اطفای خودكار به كمك گاز هالون رایج گردیده، سامانه اطفای حریق خودكار مه‌پاش1 می‌باشد. سامانه اطفای حریق خودكار مه‌پاش به سامانه اطلاق می‌گردد كه در آن آب به عنوان ماده اصلی خاموش ‏كننده مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این سامانه آب موجود در مخزن ذخیره توسط گاز نیتروژن تحت فشار قرار می‏گیرد و از طریق نازل‌های پاشنده به قطراتی بسیار ریز و به قطر حداكثر 500 میكرون تبدیل می‌شود و بصورت مه در داخل محیط پخش و منتشر می‌گردد. از این سامانه می‌توان به دو صورت موضعی و یا تخلیه كلی استفاده نموده و در مبارزه با حریق‌ها طراحی و اجرا نمود.

سامانه اطفای حریق خودكار مه‌پاش، از بخش‌های زیر تشكیل شده است:

 مخزن ذخیره آب كه بر حسب حجم و فضای محل تصرف وحفاظت، در ظرفیت‌های مختلفی استفاده می‌شود.
 در سامانه اطفای حریق خودكار از نوع مه‌پاش آب موجود در مخزن آن بوسیله گاز نیتروژن تحت فشار قرار می‏گیرد. سپس از طریق نازل‌های مخصوص به قطرات بسیار ریز تبدیل و بصورت مه در داخل محیط تخلیه می‌شود.
2- مخزن ذخیره گاز نیتروژن كه برای ایجاد فشار مورد نیاز در سامانه اطفای حریق خودكار مه‌پاش استفاده می‌شود.

3- لوله‌ها و اتصالات فشار قوی كه وظیفه انتقال آب به نازل‌های آب‏پاش را برعهده دارند.

4- نازل‌های پاشنده مه كه وظیفه آنها تخلیه آب بصورت مه می‌باشد.

5- مركز كنترل سامانه اعلام و اطفای حریق كه وظیفه آن دریافت پیام‌های اعلام حریق از آشكارسازها و حسگرها و انتقال آن به تابلو كنترل مركزی جهت پردازش و صدور فرمان اطفای حریق به سامانه مه‌پاش می‌باشد.

6- آشكارسازهای حریق كه بسته به نوع حریق و محل تصرف می‌توانتد در انواع و اقسام مختلفی در محیط نصب گردند.

 

    تاریخچه سامانه اطفای حریق خودكار از نوع مه‌پاش

در سال 1974 میلادی سامانه مذكور توسط سازمان بین‌المللی دریانوردی پیشنهاد و مورد تایید قرار گرفته و در كشتی‌ها استفاده گردید. پس از تصویب پروتكل منع استفاده از مواد خاموش كننده مخرب لایه ازن نظیر تركیبات هالون توسط اكثریت كشورهای جهان نظر كارشناسان و مهندسین حریق به استفاده بیشتر از سامانههای اطفای حریق مه‌پاش جلب شد كه پس از توسعه و تكمیل این سامانه توسط موسسات تحقیقات صنعتی مورد تایید قرار گرفته و بعنوان یك سامانه جایگزین هالون در مجامع بین‌المللی جهت پوشش دادن به مكان‌های مورد نیاز معرفی گردید.

ضرورت تقويت و تجهيز ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهرك‌هاي صنعتي بعنوان مراكز مديريت بحران

ضرورت تقويت و تجهيز ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهرك‌هاي صنعتي بعنوان مراكز مديريت بحران

شهرك‌هاي صنعتي همواره بعنوان ابزاري مهم و مفيد در رشد اقتصادي كشورها مورد توجه بوده است. علي‌الخصوص در كشورهاي درحال‌توسعه، اين مناطق سهم بسزايي در درآمد ملي كشورها دارند. با وجود تمامي محاسن اين مناطق، همواره نگراني‌هايي نيز در رابطه با آلوده‌سازي محيطي، نشت مواد شيميايي، انفجار و آتش‌سوزي در اين نواحي وجود داشته كه علت آن حضور صنايع مختلف در اين شهرك‌ها مي‌باشد. ارتباط صنايع كوچك و متوسط با شهرك‌هاي صنعتي مي‌تواند بر اهميت موضوع ايمني اين مناطق بيافزايد. در چنين شرايطي روند مديريت ريسك از حالت تك‌كارخانه‌اي به چند كارخانه‌اي تبديل خواهد شد. از طرفي تاثير شهرك‌هاي صنعتي بر مناطق همجوار و فجايعي كه در سال‌هاي اخير در اقصي نقاط جهان رخ داده است، مي‌تواند اعلام هشداري براي كشور ما محسوب گردد. لذا تقويت ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني بعنوان مراكز مديريت بحران در شهرك‌هاي صنعتي و آمادگي براي بحران‌هاي صنعتي علاوه بر كاهش احتمال رخداد آنها مي‌تواند از گستردگي خسارت‌هاي ناشي از آنها نيز كاسته و موجب حفاظت و صيانت از كار و سرمايه ايراني در شهرك‌ها و نواحي صنعتي كشور گردد.

شهرك‌هاي صنعتي و سرمايه ايراني

با آغاز انقلاب صنعتي تغييرات شگرفي در صنعت ايجاد گرديد. توليد در مقياس انبوه به شرايط و امكانات ويژه‌اي نياز داشت كه ديگر توليد خانگي و كارگاه‌هاي محقر امكان اين حجم كار را نداشتند. در ابتداي دوران انقلاب صنعتي، يافتن مكان مناسب براي استقرار صنايع براساس ويژگي‌هاي طبيعي، شرايط حمل و نقل و ساير ملاحظات انجام مي‌گرفت. به دليل تمركز امكانات رفاهي و بالابودن درآمد متوسط در شهرها، حركت مردم روستايي به سمت شهرها آغاز شد. اين امر سبب افزايش تراكم جمعيت شهرها گرديد و به‌تدريج مسائل و معضلات انساني گسترش يافت و شرايط محيطي تغيير كرد. به اين ترتيب پديده‌هاي زيان‌رسان نظير: آلودگي آب و هوا، توليد ضايعات و پسماندها و ساير آلاينده‌ها در محيط افزايش يافت. باتوجه به آلودگي‌هاي ايجادشده، به‌تدریج تمايل به غيرصنعتي‌كردن شهرها ايجاد شد. باتوجه به ناگزيربودن از پيشرفت و نقش مهم صنعت در ايجاد اشتغال در شهرها، متخصصان و شهرسازان طرح‌هايي براي حل مشكلات بين شهر و صنعت ارائه نمودند. سياست‌هاي عدم تمركز موجب گرديد تا صنايع بزرگ و به تبعيت از آنها صنايع كوچك و متوسط از شهرها فاصله گرفته و در مجتمع‌هاي صنعتي ايجاد شده كه نام شهرك‌هاي صنعتي را گرفتند، مستقر شوند. پس از انقلاب شكوهمند اسلامي توسعه شهرك‌هاي صنعتي در دستور كار قرار گرفت به‌نحوی‌که مطابق آمار موجود تا پايان سال 90 ، 678 شهرك ناحيه صنعتي درحال بهره‌برداري در سطح كشور وجود دارد. شهرك‌هايی که تا پايان سال 90 باعث ايجاد اشتغال براي 581220 نفر در 27769 واحد صنعتي گرديدند. از بين صنايع مستقر در شهرك‌هاي كشور 92درصد جزء صنايع با اشتغال كمتر از 50 نفر (صنايع كوچك) مي‌باشند. در دو دهه اخير با ظهور فناوري‌هاي جديد، بر اهميت صنايع كشور و متوسط در ساختار صنعتي كشورها افزوده شده است. مطالعات بانك جهاني نشان مي‌دهد كه اين صنايع در كشورهاي در حال توسعه، اثرات كاملاً محسوسي بر اشتغال، درآمد ملي و رشد اقتصادي اين كشورها دارند. در ايران مطابق گزارش سازمان صنعت و معدن، با وجود اينكه تنها 1/18 درصد سرمايه‌گذاري در كشور تا پايان سال 87 بر روي صنايع با تعداد كمتر از 50 نفر كاركن انجام گرفته است، اما تعداد اين صنايع 3/87 از كل صنايع بوده و برابر با صنايع بزرگ، اشتغال ايجاد نموده‌اند. شهرك‌هاي صنعتي به عنوان ابزاري مهم و مفيد در صنعتي‌شدن، براي اجتماع انساني اطراف آنها منافع اقتصادي بسياري ايجاد مي‌كنند. اما در عين حال مي‌توانند باعث بروز مشكلات ايمني، بهداشت و محيط زيستي در آنها نیز شوند. در حال حاضر نگراني‌هاي بسياري در ارتباط با آلوده‌سازي زيست‌محيطي توسط اين مناطق وجود دارد. ازجمله ويراني سكونتگاه‌ها، آلودگي‌هاي هوا، فاضلاب‌هاي صنعتي، پسماندهاي خطرناك، صدا و تشعشات خطرناك، آلودگي خاك، نشت مواد، تغييرات آب و هوايي و خصوصاً حوادث صنعتي.

حوادث در مناطق صنعتي در سه دسته كلي قابل بررسي است. حوادثي كه براي افراد رخ مي‌دهد، حوادثي كه سازمان‌ها را درگير مي‌كند و نهايتاً حوادثي كه براي مجموعه صنعتي رخ مي‌دهد. محيط‌هاي توليدي جديد مانند: شهرك‌هاي صنعتي بيش از پيش بر نقش مديريت ريسك تاكيد مي‌كنند. از آنجا كه در اين شهرك‌ها چندين شركت توليد يا خدماتي در يكجا كار مي‌كنند، هيچ اتقاقي نيست كه تنها به يكي از آنها مرتبط باشد. بلكه بقيه را نيز درگير مي‌كند. لذا تبديل از قانون ” تك كارخانه” به فضاي ” چند كارخانه‌اي” بر كليه قسمت‌هاي مديريت ريسك داخلي و خارجي تاثير مي‌گذارد.

حريق مهم‌ترين بحران صنعتي در شهرك‌هاي صنعتي كشور

مطابق نتايج به‌دست‌آمده از فرم‌هاي تكميل‌شده حوادث صنعتي توسط شركت شهرك‌هاي صنعتي استاني، بيش از 85 درصد از حوادث و بحران‌هاي صنعتي رخ‌داده در شهرك‌ها و نواحي صنعتي كشور، در طول دهه 80، حوادث آتش‌سوزي بوده و در حدود 10 درصد موارد نيز بيش از يك كارخانه در حادثه درگير بوده است. بررسي توزيع حوادث براساس سال رخداد و نوع حادثه نشان‌دهنده تعداد بالاي رخداد حريق در مقايسه با ساير حوادث صنعتي و رشد تعداد اين حوادث در سال‌هاي اخير مي‌باشد. اين امر مي‌تواند بيانگر ضرورت توجه بيشتر وزارتخانه‌ صنعت، معدن و تجارت و همينطور وزارتخانه‌هاي تعاون، كار و رفاه اجتماعي و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي كشور به موضوع ايمني و بهداشت در شهرك‌ها و نواحي صنعتي كشور باشد و ضرورت تقويت ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهرك‌ها و نواحي صنعتي كشور جهت حمايت از كار و سرمايه ايراني را بيش از پيش نمايان سازد.

ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني، مراكز مديريت بحران در شهرك‌هاي صنعتي

پياده‌سازي يك سيستم مديريت بحران و واكنش در شرايط اضطراري در شهرك‌هاي صنعتي داراي مزاياي متعددي مي‌باشد. ايجاد يك سيستم ثبت اطلاعات مربوط به حوادث مي‌تواند در آموزش و پيشگيري از حوادث مشابه مفيد باشد و آمادگي سرويس‌هاي خدماتي شهرك باعث كاهش تلفات احتمالي حوادث در مقابله با شرايط اضطراري مي‌گردد. تدارک سيستم مجهز به نيروهاي كارآمد و ماهر براي مقابله با شرايط اضطراري در شهرك باعث صرفه‌جويي اقتصادي براي صنايع مي‌گردد و از طريق ايجاد اطمينان در سرمايه‌گزاران موجب جلب سرمايه گشته و درنهايت سبب ثبات اقتصادي و توسعه پايدار در جامعه مي‌گردد. ليكن چنين به نظر مي‌رسد که اجراي يك سيستم مديريت بحران هر چند بسيار كارآمد نمي‌تواند به قدر کفایت مثبت و كارساز باشد مگر اينكه زيرساخت‌هاي آن بطور كامل ايجاد گردد.

در اين راستا نيز اقدامات مثبتي جهت ارتقاء سطح ايمني و بهداشت در مجموعه شهرك‌هاي صنعتي كشور شروع شده است كه ازجمله آنها مي‌توان به انجام مميزي ايمني واحدهاي صنعتي جهت دستيابي به بانك اطلاعات ايمني واحدهاي صنعتي و به‌روزرساني آن، تقويت و تجهيز ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني، تقويت و تكميل شبكه شيرهاي آب آتش­نشاني (هايدرانت) شهرك‌ها، عقد تفاهم­نامه­هاي همكاري با سازمان‌هاي آتش‌نشاني و هلال احمر، برگزاري مانورها و دوره­هاي آموزشي اطفاء حريق، تهيه و توزيع كتابچه­هاي آشنايي با الزامات عمومي ايمني و بهداشت در واحدهاي صنعتي، نصب تابلوهاي آموزشي با مضمون ترويج و ارتقاء فرهنگ ايمني در شهرك‌ها اشاره کرد.

لذا ضروری است باتوجه به اينكه حوادث آتش‌سوزي مهم‌ترين بحران صنعتي در شهرك‌هاي صنعتي مي‌باشد، با تقويت و تجهيز ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني و تبديل آنها به مراكز فرماندهي و عمليات در شرايط اضطراري و بحراني، گام مهم و بسيار موثري در حمايت از توليد ملي، كار و سرمايه ايراني و ايجاد زيرساخت‌هاي اساسي براي برنامه­ هاي بلندمدت برداشت.

کلید های روی تابلو کنترل

-کلید Reset & Resound برای پاک کردن حافظه بکار می رود. اگر سیستم اعلام حریق یک آلارم در یافت نمایید. نشانگرهای مربوط به زون روشن می شود. این کلید دستکاه را Reset می کند.

-کلید Silence Alarm Sounders برای بی صدا نمودن آژیرها در سیستم استفاده می شود.

-کلید Silence Fault Sounders برای بی صدا کردن Buzzer داخلی دستگاه ناشی از بوجود آمدن خطا زمانی که اقدام به باز نمودن در پوش یک دتکتور میکنیم استفاده می شود.

-کلید Evacuate جهت تست آژیرها و فلاشرها پس از اتمام کار تکار می رود.

-قفل سویچی به منظور عدم دسترسی افراد غیر مجاز به تابلو و فعال نمودن چهار کلید که در بالا از آنها نام برده شد، استفاده می شود.

کابل کشی سیستم اعلام حریق

کابلهای مورد استفاده در سیستم اعلام حریق باید همگی در برابر آتش مقاوم باشند به همین علت آنها را درون لوله های فولادی قرار می دهند.

  • برای دتکتورها از کابل ۵/۱*۳ افشان و در متراژ های بالاتر از کابل ۵/۲*۳ 
  • برای تغذیه فلاشرها از کابل ۵/۱*۲ افشان
  • برای تغذیه آژیرها از کابل ۵/۱*۲ افشان
  • برای تغذیه فلاشرLED از کابل ۵/۱*۲ افشان
  • برای تغذیه شستی ها از کابل ۵/۱*۲ افشان

– محل نصب مرکز کنترل باید در نزدیکی ورودی های اصلی بوده و در معرض دید ماموران آتشنشانی باشد و یک سنسور دودی از خود پانل محافظت نماید .
– یک سیستم اعلام حریق یکی از سه حالت : عادی (عبور جریان 3 میلی آمپر از مدار) ، خطا (جریان صفر یا بیشتر از 30 میلی آمپر از مدار) ، حریق ( عبور جریان 25 میلی آمپر از مدار)را مشخص مینماید. 

عملکرد مقاومت روی ترمینال سیستم اعلام حریق چیست؟

هنگام خرید یک سیستم بیشترین دتکتوری که می توان روی هر زون آن نصب نمود در کاتالوگ آن نوشته شده و این بدان معنی است که نمی توان بیشتر از حد تعیین شده روی آن نصب نمود.حال اگر بخواهیم در هر زون کمتر از مقدار تعیین شده،دتکتور نصب کنیم باید دستگاه را آگاه کنیم.پس برای اینکار یک مقاومت ۸/۶ کیلو اهمی در پایان راه بین کنتاکت L2-in و L1-out دتکتور وصل می کنیم تا مدار جریان بیشتری را طلب نکند.

تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي اطفاي حريق و نجات در مواجهه با حريق داخل هواپيما

تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي اطفاي حريق و نجات در مواجهه با حريق داخل هواپيما

آتش‌سوزی داخلی در قسمت بدنه هواپیما ممکن است در حال پرواز یا در دیگر مواقع بروز نماید. این قبیل آتش‌سوزی‌ها، حاصل گسترش سریع حریق‌های به‌وجودآمده در قسمت‌های خارجی هواپیما بوده و ناشی از مواد قابل سوخت‌وسوز هواپیمای سانحه‌دیده می‌باشد که از لابه‌لای قسمت‌های ترکیده بدنه هواپیما پخش می‌گردد. عموماً این حریق‌ها به آهستگی پیشرفت نموده و هواپیماهای دیگر را در خطر آتش‌سوزی قرار می‌دهد. در این مبحث به شرایط مختلف و عمومی اصول خاموش‌سازی پرداخته می‌شود که لازم است که علل بروز آتش‌سوزی، آنچه متعاقباً رخ خواهد داد و اقداماتی که باید به منظور جلوگیری از تهدیداتی که متوجه سرنشینان است، شناسائی گردد.

در این موارد فرمانده عملیات (سرکشیک یا بالاترین مسئول حاضر در صحنه) می‌بایست توجه کافی به منظور جلوگیری از بروز خطرات بیشتر هواپیما یا هر نوع خطری‌که ممکن است متوجه آشیانه هواپیماها یا دیگر هواپیماها و ساختمان‌های موجود در اطراف محل آتش‌سوزی گردد، را معمول دارد.

مواردی که آتش‌سوزی در داخل هواپیما رخ می‌دهد: (در حال فعالیت)

الف-  آتش‌سوزی در زمان پرواز

درصورت بروز آتش‌سوزی داخلی به‌هنگام پرواز، به دلیل انتشار سریع گازها و دودی که فضای داخل هواپیما را فرا می‌گیرد و تأثیری که بر مسافرین و خدمه هواپیما دارد، بسیار خطرناک می‌باشد. چنانچه خدمه هواپیما موفق به خاموش‌کردن آتش با خاموش‌کننده‌های دستی که قطعاً در هواپیما وجود دارد، نشوند؛ از عهده خلبان نیز کار خاصی بر نمی‌آید مگر آنکه فرصت کافی برای نشاندن هواپیما به طور ایمن در فرودگاه وجود داشته باشد.

ب-  آتش‌سوزی پس از برخورد (سانحه)

چنانچه هواپیما پس از بروز سانحه، دچار آتش‌سوزی داخلی شود، خطری واقعی برای سرنشینان آن ایجاد می‌گردد. دود حاصله از حریق و همچنین دیگر مواد قابل سوخت که تولید می‌شود، می‌تواند سبب مرگ سریع افراد گرفتار شده و یا تخلیه مسافرین و خدمه را با مشکل روبرو کند. آتش‌نشانان می‌بایست بلافاصله ضمن ممانعت از گسترش حریق، عملیات انتقال محبوسین و اطفای حریق موجود را در کمترین زمان ممکن انجام دهند. قطعاً بهترین اقدام گروه‌های امداد و آتش‌نشان این است که مانع بروز این مشکل (حریق) شوند تا مطمئن شوند که می‌توانند با ورود به صحنه نسبت به جداسازی بدنه هواپیما و نجات جان مسافرین اقدام کنند. اگرچه در هر سانحه هواپیمایی، درهم‌پیچیده شدن (مچاله‌شده) قسمت‌های داخلی به‌عنوان یک نتیجه اولیه قلمداد می‌گردد. وقتی چنین حالاتی بروز می‌کند، تمام سعی و کوشش نیروهای عملیاتی باید در جهت تقلیل آثار ناشی از آتش‌سوزی داخلی بکار گرفته شود.

ج-  آتش‌سوزی به هنگام مسافرگیری یا حرکت جهت بلندشدن از باند

آتش‌سوزی‌هایی که در این حالات رخ می‌دهد، معمولاً با حجمی کوچک شروع گردیده و به‌نظر می‌رسد به خدمه هواپیما فرصت کافی می‌دهد تا مسافرین را خارج نمایند. در این موارد استفاده از دالان‌های متحرک مرتبط با ترمینال جهت انتقال مسافرین، ممکن است موجب خطراتی گردد. همچنین تیم‌های عملیاتی باتوجه به وجود مخازن پر از سوخت هواپیما، می‌بایست به‌سرعت عملیات جلوگیری از گسترش حریق را معمول نمایند. درصورتی که کلیه مسافرین و خدمه پروازی از هواپیما خارج شده باشند نیز لازم است تا بازدیدی دقیق از داخل هواپیما به عمل آید.

موارد احتمالی بروز آتش‌سوزی در داخل هواپیما

الف-  هواپیمای تحت تعمیر

تعداد بی‌شماری از آتش‌سوزی‌های داخلی هواپیماها در اثر بی‌احتیاطی تعمیرکاران رخ می‌دهد. در این قبیل موارد، خوشبختانه خبری از مسافرین و به‌طبع آن ضرورت تخلیه اضطراری افراد نیست، لیکن چنانچه هواپیما در داخل آشیانه مستقر باشد، خطر آتش‌سوزی بسیار شدید خواهد بود.

ب- هواپیمای محافظت‌نشده

آتش‌سوزی در داخل بدنه هواپیماهائی‌که در گوشه‌ای متوقف شده‌اند ممکن است با آهستگی شروع، گسترش و درنتیجه حریقی گسترده و مقدار زیادی از انواع گازها ایجاد نماید. خطری که در این قبیل موارد، امدادگران و آتش‌نشانان را تهدید می‌نماید امکان انفجار هنگام راه‌یابی به داخل هواپیما است. در مواردی‌که آتش‌سوزی داخل یک هواپیمای بدون منفذ اتفاق می‌افتد، می‌بایست با آمادگی و دقت کامل نسبت به امکان بروز پدیده بک‌درفت (انفجار گازهای نسوخته) ، مسیر را باز کرد. در این موارد باید مطمئن شد که کلیه لوازم مقابله با حریقی گسترده، آماده‌‌اند تا به کنترل آتش که به‌سرعت منتشر می‌شود، مبادرت ورزید.

عللی که ممکن است موجب آتش‌سوزی داخلی در هواپیما گردد:

بی توجهی به تأثیر یک سانحه (برخورد) موجب تعداد بی‌شماری از آتش‌سوزی داخلی می‌گردد که بعضی از آنها عبارتند از:

الف- مصرف بدون توجه مواد دود زا

ب- نصب و بکارگیری نامطلوب یا نقص در مدار دستگاه‌های الکتریکی

ج- شعله‌ورشدن مواد پاک‌کننده

د- انفجار اکسیژن

و- فعل و انفعالات شیمیایی بر روی مواد خطرآفرین (آتش‌زا) در انواع بارها

ه – آتش‌زدن عمدی یا خرابکاری

ذ- سرايت يك حريق خارجي به داخل هواپيما مانند: حريق موتور، ارابه فرود، حريق قسمت بار و…

محل‌های اولیه بروز آتش‌سوزی داخلی

شروع آتش‌سوزی از نقاط مختلف داخلی هواپیما قابل پیش‌بینی است. بعضی از آن نقاط هواپیما، پنهان و غیرقابل دستیابی است که کنترل آتش را با مشکل مواجه می‌کند. در بعضی موارد نیز صعوبت دسترسی چنان است که جز با شکستن (بریدن) و برداشتن پوسته و لوله‌های مختلف  انتقال مایعات و گازها، میسر نخواهد بود.

مناطقی که در آنها امکان آتش‌سوزی وجود دارد، عبارتند از:

الف- محل استقرار دستگاه‌های مولد انرژی الکتریکی

ب- قفسه‌ها و جعبه‌های محل اتصال وسائل الکتریکی

ج- کابین و آبدارخانه (GALLEY)

د- قسمت بارهای تجارتی یا بارهای مسافرین

و- پشت صفحات تجهیزات کنترل از داخل

ه- محل اتصال ارابه فرود

آتش‌سوزی داخل کابین

موادی‌که در ساختمان قسمت‌های داخلی هواپیما بکار می‌روند، بطور عمده از مواد طبقه A به‌صورت جامد یا بافته‌شده می‌باشند. تعداد زیادی از وسائل پلاستیکی موجود در اثر سوختن گازهای سمی و غلیظ ایجاد می‌نمایند. دودهای تند و سوزاننده‌ای که استنشاق آنها به مدت چهار الی پنج دقیقه، موجب خفگی یا مرگ می‌گردد.

صندلی‌ها

کوسن‌ها (کف و پشتی صندلی‌ها) از نوعی فوم بنام (Polyurethane) ساخته می‌شود. پوشش کوسن‌ها از پارچه پشمی است. دسته صندلی‌ها از پلی وینیل کلراید(PVC= Polyvinyl Chloride)  ساخته شده و از (Polyurethane) پر شده است. صفحات کناری از آکریل، نیتریل، بوتادین و استیرن( ABS) قالب‌گیری شده و ساخته شده‌اند.

ساختمان داخلی

پوشش داخلی بدنه هواپیما از (PVC) ساخته و محل قراردادن بارهای دستی و قسمت سقف نیز از (PVC)  است که با پارچه روکش گردیده‌اند. قسمت شفاف و در دسترس پنجره‌ها و قطعات قالب‌ریزی‌شده موردنیاز پذیرائی (سرویس) از مسافرین از جنس (ABS) می‌باشد.

صفحات جداکننده قسمت‌های مختلف که در دید مسافرین می‌باشد از ورقه‌های ملامین ساخته شده و کف‌ها به‌وسیله بافته‌‌هایی از 80 درصد پشم و 20 درصد نایلون پوشیده می‌شوند.

مواد مصرفی

کیف دستی و محتویات آن و لباس مسافرین معمولاً از چرم وینیلز و مواد مختلف طبیعی و مصنوعی ساخته می‌شود. ابزارآلات تخلیه اضطراری از قبیل: سرسره‌ها، کلک‌ها (قایق‌های بادی) ، جلیقه‌های نجات و امثالهم از لاستیک، پنبه یا نایلون تهیه می‌شوند.

تعداد زیادی از سیم‌ها و کابل‌های هادی جریان‌های الکتریکی از پشت صفحات داخلی و مکان‌های غیرقابل دسترسی واقع در زیر کف هواپیما می‌گذرند. پوشش عایق این سیم‌ها و کابل‌ها معمولاً از جنس (PVC) یا دیگر مواد محافظ تشکیل گردیده است. نهایتاً اینکه برای جلوگیری از صداهای ناهنجار بین پوشش خارجی و داخلی از عایق استفاده می‌شود.

باتوجه به آنچه ذکر شد، متوجه خواهید شد که مواد مصرف‌شده برای مبلمان داخلی می‌تواند موجب آتش‌سوزی‌های بزرگی شوند که برای مسافرین محصورشده، بسیار خطرآفرین است. به همین جهت است که اگر آتش به سرعت کنترل نشود و یا آنکه مسافرین هر چه زودتر و قبل از آنکه هوای داخل هواپیما غیرقابل‌تنفس گردد، تخلیه نگردند حریق بسیار خطرناک خواهد بود.

وظیفه اصلی آتش‌نشانان درصورت بروز آتش‌سوزی:

در صورت بروز آتش‌سوزی وظیفه اصلی آتش‌نشانان به سه مرحله عمده زير تقسيم مي‌شود:

1-  اطفاء حريق                               2- جستجو و نجات                              3- تهويه هوا

آتش‌نشانان در مرحله اطفاء حريق و جستجو و نجات بايد موارد ذيل را مد نظر داشته باشند:

الف- قبل از هر چیز باید بدنه هواپیما را از حریق‌های خارجی جدا سازیم.

ب- کنترل و خاموش‌کردن آتش موجود در اطراف بدنه به منظور ایجاد مسیر برای تخلیه مسافرين

پ- اعزام چند اپراتور مجهز به دستگاه‌های تنفس مصنوعی به داخل هواپیما ضمن در اختیارداشتن لوله‌های آب و کف قابل‌استفاده فوری از درب‌های معمولی هواپیما و درب‌های خروجی اضطراری

ت- تهویه و خاموش‌سازی حریق‌های داخل هواپیما

ث- خارج‌کردن سرنشینان باقیمانده به خارج از هواپیما و انجام فوریت‌های پزشکی

ج- خارج‌كردن و نجات افراد از مكاني كه جمعيت بيشتري مي‌باشد، شروع شود و تمام نقاط و مكان هواپيما را شامل شود.

چ-درمواردي‌كه حريق داخلي كاملاً گسترش يافته است، بهترين تاكتيك ممكن، استفاده از آب پودري بصورت پیوسته است كه به حجم عمده حريق حمله كرده و دود و گازهاي داغ را از روزنه‌هاي تهويه رو به باد تخليه مي‌نمايد.

ح- درصورت کوچک‌بودن حریق از خاموش‌کننده‌های دستی استفاده گردد.

خ- چند اپراتور نسبت به پوشیدن دستگاه تنفس مصنوعی اقدام کنند.

د- با دقت نسبت به بازکردن درب هواپیما اقدام کرده و درصورت بسته بودن، پرهیز شود.

ذ- محل بروز آتش مشخص گردد.

ز- با استفاده از مؤثرترین ماده خاموش‌کننده به خاموش‌سازی آتش مبادرت ورزید.

ژ- به تهویه و جلوگیری از توسعه آتش مبادرت ورزید.

ي- به اشخاص ناخوش و مصدوم درصورت درخواست و نیاز، کمک کنید.

فاصله دتکتورها دودی از یکدیگر

دتکتورها باید به طور متقارن در ناحیه مورد حفاظت قرار گیرند سطح پوشش واقعی دتکتورها یک دایره در ناحیه مورد نظر میباشد اما برای سادگی فرض میشود که ناحیه مورد نظر به صورت یک مربع یا مستطیل است.این فرض باعث میشود تا بعضی از قسمتهای بین دتکتورها به خوبی پوشش داده نشوند.

به عنوان مثال اگر ناحیه مورد حفاظت 100 متر مربع باشد و از دتکتورهای با سطح پوشش 100 متر مربع استفاده گردد نیاز به 4 دتکتور خواهد بود که با آرایش متقارن در ناحیه مورد نظر چیده می شوند.

كليك و تست محاسبه آنلاين فاصله استاندارد دتكتورهاي دودي

 

مطالب مرتبط:

محاسبه آنلاين فاصله آشكارسازهاي دودي

LPCB چیست ؟

موضوع معرفی استانداردها و گواهینامه‌های بین‌المللی مرتبط با فن‌آوری ایمنی از حریق، یکی از مهم‌ترین رویکردهای نشریه حریق ایران ( FIRE ) در اطلاع‌رسانی عمومی و بین‌المللی است. اگرچه بسیاری از مخاطبین مجله، از این استانداردها و گواهینامه‌ها آگاه بوده و در خلال اجرای پروژه‌ها و یا بهره‌برداری از تأسیسات ایمنی موجود، از آنها استفاده می‌کنند، لیکن طیف گسترده دیگری از دریافت‌کنندگان مجله، طی ارتباطات تلفنی و اینترنتی از اختصاص بخشی با این عنوان و محتوی استقبال کرده‌اند که در این شماره، به گواهینامه LPCB و در شماره‌های آتی به معرفی مدارک، گواهینامه‌ها و استانداردهایی همچون: NFPA, BSI, UL, ULC, FM, Vds ،EN3, FPA, FS پرداخته می‌شود.

موسسه تحقیقات ساختمان BRE (Building Research Establishment) با سابقه 90 سال در انگلستان دارای دو واحد اصلی به نام‌هایBRE Group  و  BRE Globalاست که هر یک به تنهایی وظیفه تحقیقات، تست و صدور تأییدیه‌ها در زمینه ایمنی ساختمان‌ها را برعهده دارند.

LPCB ( Loss Prevention Standards Board ) یک مارک تأییدشده توسط  BRE Global ویژه محصولات صنعت ایمنی از حریق است و طبق خط‌مشی اصلی BRE Global ، مأموریت این سازمان حفاظت از انسان، اموال و محیط زیست بیان شده است. همچنین LPCB لیستی از محصولات و شرکت‌هایی که در زمینه آتش‌نشانی و ایمنی موردتأیید هستند را در کتابی مرجع، با عنوان کتاب قرمز منتشر می‌کند. در این مرجع حداقل الزامات موردتأیید این موسسه آورده است که برای مشخص‌کننده‌ها (  Specifiers) قانون‌گذاران ( Regulators ) طراحان ( Designers ) و مصرف‌کنندگان ( End Users ) صنایع آتش‌نشانی و ایمنی کاربرد دارد. این کتاب شامل دو جلد است که در جلد 1 ، انواع خدمات و محصولات کشف، اعلام و اطفای حریق به روش فعال ( Active ) و همچنین لیست شرکت‌های دارای گواهینامه، ثبت گردیده و در جلد 2 ، انواع سیستم‌های ایمنی، حفاظتی، مدیریتی و محصولات ساختمانی که با روش غیرفعال ( Passive ) از بروز حریق پیشگیری می‌کنند، به انضمام اطلاعات زیست‌محیطی در بخش‌های مستقل معرفی می‌شوند. تأییدیه LPCB در واقع پروسه انطباق و ارزیابی اصول و مبانی‌ای‌ است که توسط سازمانی مستقل از تولیدکننده یا مصرف‌کننده تعریف می‌شود، است. الزامات و آئین‌نامه‌هایی که توسط LPCB تعیین و براساس آن گواهینامه صادر می‌شود، اطمینان خاطری است برای مصرف‌کنندگان محصولاتی که جان و مالشان به‌شدت، متأثر از صحت عملکرد آنهاست. ( حتی در برخی نقاط دنیا، تأییدیه‌ها و آئین‌نامه‌های LPCB ، به‌عنوان آیین‌نامه‌ اجباری تلقی می‌شود )

در هر بخش LPCB با عنوان ناظر، طرح و برنامه تأییدیه خود را براساس اطمینان از حصول کیفیت و اجرای حداقل مقادیر و ارزش‌های فنی و آزمایشات مستمر بر روی محصولات تولیدکنندگان، طی بازرسی و تست‌ها تنظیم می‌کند. تأییدیه پیمانکاران و نصابان نیز، شامل نظارت و کنترل وضعیت کاری و کیفیت اجرای پروژه‌های پیمانکاران طی بازرسی‌های ادواری مستمر می‌‌باشد که مداوماً تحت نظارت و پایش LPCB قرار می‌گیرد.

دارابودن تأییدیه LPCB مزایای بسیاری برای تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان صنعت ایمنی از حریق دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌شود:

– ضرورت اطلاع مصرف‌کنندگان از اینکه آیا محصول موجود براساس مشخصات و الزامات معین‌شده، تولید شده است؟ الزامات همچون: رعایت ایمنی حین تولید، اثرات زیست‌محیطی، دوام، انطباق‌پذیری، تناسب با نوع کاربری و شرایط تعریف‌شده مشتری و …

– کاهش خطرات ناشی از عدم رعایت اصول ایمنی در ساخت، نصب و اجرای پروژه‌ها برای پیمانکاران و کارفرمایان

– کاهش خسارات مالی ناشی از عدم رعایت صحیح مواد و مصالح ایمنی

– صرفه‌جویی در زمان، به‌دلیل سرعت در انتخاب محصول یا خدمات موردنیاز

– رشد فروش محصولات دارای تأییدیه معتبر که در سطح جهانی دارای اعتبار مقبول می‌باشد.

– به محصول یا خدمات ارزش افزوده می‌دهد.

– پوشش مسئولیت برای تولیدکنندگان، به‌نحوی که اثباتی است برای تولیدکنندگان یا پیمانکاران که از روش‌ها و متدهای مدرن و مطمئن برای تولید یا ارائه خدمات پیروی می‌کنند.

همچنین LPCB ازطریق اتصال با سرویس خدمات پس از فروش سلطنتی انگلستان ( United Kingdom Accredition Service ) توانسته است برای کاربری‌های خاص نیز گواهینامه صادر کند که در اینصورت لوگوی آنها در کنار یکدیگر برای تولیدکننده یا خدمات‌دهنده قابل استفاده است.

بررسی انواع لوله‌های فولادی مورد استفاده در شبکه‌های اسپرینکلر

لوله‌های فولادی از زمان‌های بسیار دور در شبکه‌های اسپرینکلر مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌اند. فولاد یک ماده سخت و با دوام بوده و در برابر حریق بسیار مقاوم است. نقطه ذوب آن در حدود 1480 درجه سانتیگراد (2700 درجه فارنهایت) است به طوری که در برابر گرمای ناشی از حریق یک ساختمان تحمل بسیار زیادی دارد.لوله‌های فولادی به 2 گروه سیاه و گالوانیزه تقسیم می‌شوند.

الف:  لوله‌های فولادی سیاه هیچگونه پوششی ندارند.ب: لوله‌های گالوانیزه، لوله‌های فولادی‌اي هستند که توسط لایه‌ای از فلز روی، پوشانده می‌شوند. پوشش روی (گالوانیزه) به عنوان آند عمل می‌نماید تا میزان خورندگی در لوله کاهش دهد.در بسیاری از شبکه‌های اسپرینکلر از لوله‌های فولادی سیاه استفاده می‌شود. در این شبکه‌ها به دلیل ایستابودن لوله‌کشی، میزان سطح خورندگی نیز تا حدود زیادی کم می‌شود. اکسیژن داخل آب به سرعت پراکنده شده و پتانسیل خوردگی لوله کاهش می‌یابد.

لوله‌های فولادی موردتأیید استاندارد NFPA13 شامل ASTM A53 ، ASTM A135 و ASTM A795 می‌باشند.

1-   استاندارد ASTM A53 لوله‌های فولادی را به 3 گروه با وزن معمولی، سنگین و فوق‌سنگین تقسیم می‌کند. لوله‌های فولادی با وزن معمولی به لوله‌های رده 40 معروف هستند. لوله‌های با وزن سنگین رده 80 و لوله‌های با وزن فوق‌سنگین رده 160 نامیده می‌شوند. شماره رده یک لوله فولادی متناسب است با ضخامت جداره آن. هر چقدر شماره رده پایین‌تر باشد، ضخامت لوله نیز کمتر می‌باشد. برای شبکه‌های اسپرینکلر، تنها از رده 40 استفاده می‌شود. اگر چه هیچ منعی برای استفاده از لوله‌های با جداره ضخیم‌تر وجود ندارد.

2-   استاندارد ASTM A135 درخصوص لوله‌های فولادی درز مخفی (جوش مقاومت الکتریکی یا ERW ) تدوین شده است. این لوله‌ها مصارف عمومی دارند. لوله فولادی جوش مقاومت الکتریکی یا ERW ، متداول‌ترین روش، جهت ساخت لوله فولادی می‌باشد. بدین ترتیب که ورقه فولادی را به فرم لوله درآورده و آن را جوش می‌دهند. پس از عملیات جوشکاری، درز جوش با عملیات NORMALIZED (عملیات ماشین‌کاری و… ) صیقلی شده و امکان خورندگی لوله کاهش می‌یابد. استاندارد ASTM A135 اجازه می‌دهد که ضخامت جداره لوله‌های فولادی نازک‌تر شود. این لوله‌های فولادی به نام لوله سبک معروف هستند. هر زمان که از کلمه لوله فولادی سبک استفاده می‌شود، نشان‌دهنده این است که ضخامت دیواره این لوله از لوله‌های رده 40 کمتر است. لوله‌های سبک معمولاً لوله‌های رده 10 هستند.

3-   استاندارد ASTM A795 جهت لوله‌های فولادی‌اي که برای آتش‌نشانی استفاده می‌شوند، تدوین شده است. این استاندارد اجازه می‌دهد لوله درز دار باشد یا بدون درز. سیاه باشد یا گالوانیزه. ضخامت دیواره لوله می‌تواند لوله سبک رده10 ، رده 30 و رده 40 باشد.

*حداقل سایز لوله‌های فولادی قابل استفاده در یک شبکه اسپرینکلر 1 اینچ می‌باشد.

*نحوه اتصال لوله‌های فولادی برای یک شبکه اسپرینکلر می‌تواند به شکل دنده‌ای (Threaded) ، جوشی (Welded) و یا شیاردار (Rolled groove or Cut groove) باشد.

*اتصالات دنده‌ای برای لوله‌های فولادی رده 40 و بالاتر استفاده می‌شود. مطابق NFPA13 اگر لوله با رده کمتر از 40 جهت اتصال دنده‌ای استفاده شود، می‌بایست به تأیید یک لابراتوار معتبر رسيده و شرایط استانداردNFPA13 را پوشش دهد.

*جوشکاری باید توسط یک جوشکار مورد تأیید صورت پذیرد. هیچگونه محدودیتی درخصوص جوشکاری رده‌های مختلف لوله‌های فولادی وجود ندارد.

*از اتصالات شیاردار (Rolled groove) می‌توان در لوله‌های فولادی از رده 10 به بالا و با هر سایزی استفاده نمود. باید توجه داشت که در لوله‌های با اتصال شیاردار (Rolled groove) از آنجا که شیار به صورت فرورفتگی در سطح لوله ایجاد شده است، هیچ تأثیری بر ضخامت لوله نداشته و لذا در استفاده از اتصالات شیاردار ((Rolled groove محدودیت اتصالات شیاردار( Cut groove) وجود نخواهد داشت.

*از اتصالات شیاردار (Cut groove) تنها می‌توان در لوله‌های فولادی رده 40  به بالا استفاده نمود. این محدودیت تنها لوله‌های فولادی با سایزکمتر از 8 اینچ را شامل می‌شود و در سایزهای بیش از 8 اینچ می‌تواند رده 30 باشد.

لوله‌های پلاستیکی ( Plastic pipe – CPVC) و مسی ( (Copper tubingنیز در شبکه‌های اسپرینکلر استفاده می‌شوند