دوره تخصصی و کاربردی آموزش ایمنی و بهداشت در آزمایشگاه شیمی
دوره آموزش ایمنی و بهداشت در آزمایشگاه شیمی
دوره تخصصی و کاربردی آموزش ایمنی و بهداشت در آزمایشگاه شیمی
– ویژگی های یک دتکتور دودی که می بایست مورد بررسی قرار گیرد:
– – تاییدیه ها و گواهینامه ها (بررسی استانداردها)
– میزان حساسیت
– زمان اعلام آلارم
– نوع دتکتور دودی (یونیزاسیون یا فوتوالکتریک)
– IP تجهیز
– نوع نصب برای انتخاب نوع پایه
– پروتکل تجهیز (آدرس پذیر)
– ولتاژ عملکردی (DC)
– جریان حالت معمول مدار (Quiescent) بر حسب میکرو آمپر
– دمای نگهداری و دمای عملکردی
– سرعت هوای مجاز
– حداکثر رطوبت مجاز
– قطر منطقه تحت پوشش
– امکان توسعه (ماژولار بودن)
– زاویه دیده شدن نشانگر
اخذ گواهینامه بیانگر آن است که شما برای اجرای استانداردهای لازم و لحاظ کردن خواسته مشتریان، خود را متعهد می دانید.این موضوع بیان می کند که حرفه شما با کیفیت ، ایمنی،صلاحیت و کارائی در انجام فرایند تولید،بسته بندی و توزیع صورت می گیرد.
اخذ گواهینامه های تضمین کیفیت و ایمنی ، عامل نشان دهنده تعهد و الزام:
هنگامی که شما با اخذ گواهینامه ملی یا بین المللی رسمی، برای هر فرایند و در هر مرحله از زنجیره تولید مواد غذائی ،تاییدیه داشته باشید،یک پیغام شفاف به مشتریهایتان و دیگر بخشهای دست اندرکار در صنعت غذا ارسال می کنید : اخذ گواهینامه بیانگر آن است که شما برای اجرای استانداردهای لازم و لحاظ کردن خواسته مشتریان، خود را متعهد می دانید.این موضوع بیان می کند که حرفه شما با کیفیت ، ایمنی،صلاحیت و کارائی در انجام فرایند تولید،بسته بندی و توزیع صورت می گیرد.
استانداردهای مربوطه:
استانداردهای سیستم مدیریت مانند استاندارد کیفی ISO 9001 ، استانداردهای محیط زیست ISO 14001 و EMAS و استانداردهای بهداشت و ایمنی حرفه ای OHSAS 18001 .
· گواهینامه سیستم مدیریت مواد غذائی برای HACCP و به دنبال آن ISO 22000 : سیستمهای مدیریت ایمنی مواد غذائی
· اخذ گواهینامه اختیاری محصول
· اخذ گواهینامه ردیابی محصول در زنجیره غذائی
· استانداردهای ایمنی مواد غذائی خرده فروشان و دستفروشان مانند BRC و IFS برای بخشهای فراوری کننده
· ممیزی های تعهد اخلاقی زنجیره تامین کننده
· استاندارد های ایمنی خوراک دام و طیور مانند GMP/PDV و FAMI-QS برای تولیدات خوراک دام
· استانداردهای بسته بندی مواد غذائی مانند BRC IOP و FEFCO .
· استانداردهای فرایند تولید مقدماتی ،مانند EurepGAP برای فرایندهای کشاورزی و دامپروری
استانداردهای مورد توافق
توضیحات زیر باید در تصمیم گیری شما در انتخاب متناسب ترین استاندارد برای استراتژی های خاص مدیریت ریسکتان موثر باشد.
گواهینامه سیستم مدیریت :
گواهینامه سیستم مدیریت کیفیت در استاندارد ISO 9001 نشان می دهد که فعالیت شما مشتری مدار بوده و فرایند های داخلی سازمان را نظام مند کرده و بهبود می بخشد.
گواهینامه استاندارد های مدیریت محیط زیستISO 14001 و EMAS به سازمان شما در جهت کنترل و مدیریت موفق مهمترین جنبه های زیست محیطی کسب و کارتان ،کمک می نماید. مانند تابش های آلوده کننده،جابجائی و تغییر و تبدیل زباله و بهینه سازی انرژی.
اخذ گواهی نامه OHSAS 18001 سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت کارکنان در محیط کار نشان می دهد که شرکت شما برای حفظ کارکنان و محیط از صدمات ناگهانی برنامه ریزی کرده است.
سیستم های مدیریت ایمنی مواد غذائی
استاندارد HACCP و و به دنبال آن استاندارد خیلی جدیدتر ISO 22000 :
سیستم مدیریت ایمنی مواد غذائی ،استانداردهای اصولی هستند که برای هر شرکت به منظور تشخیص مخاطرات وابسته و نیز برای مدیریت موثر این مخاطرات حال ناشی از دیدگاه ایمنی مواد غذائی و یا به منظور ایجاد ارزش افزوده در شرکت، تدوین شده اند.
گواهینامه این دو استاندارد، شرکت را از آزمایشات کنترل کیفی پرهزینه و زمان برگذشته به سمت تفکر پیشگیرانه سوق می دهد. این تفکر منجر می گردد تا شما با استقرار سیستمی نظامند بتوانید تمام جنبه های زنجیره غذائی را از خرید مواد اولیه تا محصولی که به دست مصرف کننده می رسانید ، پوشش دهید.
گواهینامه های اختیاری :
این گواهینامه ها ممکن است مربوط به استانداردهای مشخص شده توسط سازمان جهانی استانداردسازی (ISO) باشد. در تمام موارد، گواهینامه در برگیرنده سیستم های ارزیابی کیفیت ، بررسی فرایندهای تولید و آزمایش محصولات نمونه بوده که نمونه ها از لحاظ پارامترهای مبتنی بر خواص محصول و سطوح قابل قبول مخاطرات هم برای مصرف کننده و هم تولید کننده ارزیابی شده است.
گواهینامه محصول ،خواص مختص محصول را که منجر به تمایز آن از دیگر محصولات مشابه شده را پررنگ تر کرده ونمایانگر ایمنی و کیفیت تضمین شده محصول خواهد بود.
گواهینامه قابلیت ردیابی در زنجیره تولید مواد غذائی :
یک محصول غذائی ایمن نتیجه تمام فرایندها و عملیاتهای تبدیل- فرآوری انجام شده در درون زنجیره تولید مواد غذائی است. برای شناسائی محصول در مواردی که محصولات از لحاظ ژنتیکی تحت فرایند مهندسی قرار نگرفته باشند و یا در مورد محصولات ارگانیک و تطابق گواهینامه برای محصول اصلی ، نیاز به سیستم نظام یافته تشخیص محصول و بازیابی مطمئن اطلاعات مربوط به محصول است. پس ازآن در برخی شرایط ،سیستم پس گرفتن محصول یا معدوم ساختن به شکلی کارا،سریع و دقیق نیز باید وجود داشته باشد.
گواهی نامه ردیابی در زنجیره تولید مواد غذائی تمام جنبه ها را در بر گرفته و فعالیتهای تمام شرکتهای تولیدی موجود در زنجیره تولید مواد غذائی از مزرعه تا سفره را شامل می شود.برای شرکت شما این فرایند مستلزم تدوین گزارشات پیگیری جزئیات از جریان مواد خام، تمام بخشهای درگیر در فرایند و اثبات استفاده از سیستم مدیریت می باشد.
استاندارد های ایمنی مواد غذائی در بخش خرده فروشی :
خرده فروشان مهم در بریتانیا،آلمان ،فرانسه و اکثر نقاط اروپا ،به ایمنی مواد غذائی به دلیل الزامات قانونی و مسوولیت مستقیم توجه فراوانی دارند. برای اعمال کنترل در این حالت، خرده فروشان باید از وجود گواهینامه های مورد نیاز تمام تامین کنندگان مواد غذائی که کالای آنها را تامین می کنند و نیز توانایی آنها در برآورده ساختن خواسته های کیفی و ایمنی و نیز ملزومات قانونی مطئن شوند.
استاندارد جهانی برای مواد غذائی در کنسرسیوم خرده فروشان بریتانیا و استاندارد بین المللی مواد غذائی ،سیستم استانداردهای ایمنی کالا،همگی اطمینان بخش اجرای قانون از جانب تامین کنندگان بوده و توانائی خرده فروشان را برای تضمین کیفیت و ایمنی محصولات غذائی فروخته شده تضمین می نماید.
الزامات استانداردهای خرده فروشان بر مبنی سیستم های مدیریت کیفیت، سیستم HACCP و استانداردهای زیست محیطی واحد صنعتی ،الزامات عملیات بهینه تولید(GMP) و عملیات بهینه بهداشتی (GHP) تدوین شده اند.
بازرسی فاکتورهای اخلاقی در زنجیره تامین:
مدیریت فاکتورهای اخلاقی در زنجیره تامین یکی از جنبه های کاروکسب مسوولیت پذیر در کشورهای در حال توسعه است.بدلیل آنکه شرکتها تحت فشارهای فزاینده برای درگیری بخشهای مختلف شرایط کاری در سازمانها در طول زنجیره تامین آنها هستند، مدیریت مناسب زنجیره تامین، باید خطر عدم اجرای استانداردهای اخلاقی را مورد توجه قرار دهد.
دستور جلسه فاکتورهای اخلاقی زنجیره تامین و فشار مشتری برای خرید کالاهائی که در آنها خواسته هایش را از جنبه فاکتورهای اخلاقی نیز در بر داشته باشد، در سالهای اخیر بطور قابل ملاحظه ای گسترش یافته ،به طوری که تامین کنندگانی را که خواسته هایشان را اجرا نکنند تحریم می کنند.
این عامل ، ممیزی را برای شرکت ها به منظور نظارت و مدیریت در عملکرد تامین کننده و برای ترویج مکانیزم های گزارش دهی ،که بسیار اهمیت دارد،ضروری می نماید. این فشار تنها از طرف مصرف کنندگان نبوده واغلب از طرف سرمایه گذاران اجتماعی و مسئول در برابر مردم ،بیشتر فشار وارد میشود.اظهار نظر های اجتماعی در ارتباط با اجرای قانون از دلایل اصلی برای اثبات موفقیت مدیریت فاکتورهای اخلاقی در زنجیره تامین است.
بدون نظارت کارا و مداوم بر انجام کار ،تشخیص آنکه در بخشی از شرکت پیشرفتی بوجود آمده غیر ممکن است.
استانداردهای ایمنی خوراک دام :
هنگامی که به غذاهائی با منشا دامی اشاره می شود،قطعا فاکتور اساسی در تضمین کیفیت ، محصول مصرفی خوراک دام است.استانداردهای خاص مانند عملیات تولید بهینه و کمیسیون خوراک دام درآلمان (PDV) که به فرایندهای تولید،حمل و نقل و خرید و فروش خوراک دام مرتبط بوده و نیز FAMI-QS که در اجزاء سازنده خوراک دام و تولید افزودنی ها کاربرد دارد،درمبحث تضمین ایمنی خوراک دام مورد توجه قرار گرفته اند.
در اصل ،اخذ گواهینامه استانداردهای مذکور به معنی کاربرد اصول HACCP و GMP با تاکید بر انسان به عنوان مصرف کننده محصولات نهائی است.
استانداردهای بسته بندی مواد غذائی :
تمام موادی که در تماس با مواد غذائی هستند ،بویژه بسته بندی مواد غذائی ،می توانند ایمنی مواد غذائی را هم از طریق نقصان در محافظت مناسب غذا و هم از طریق آلودگی، تحت تاثیر قرار دهند. استاندارد BRC IOP که توسط اتحادیه خرده فروشان بریتانیا ارائه شده و نیزاستاندارد FEFCO که توسط تولید کنندگان پوششهای مقوائی در اروپا ترویج یافته ، ملزومات تضمین ایمنی مواد غذائی را همراه با اجرای اصول HACCP و GMP خاص این بخش از صنعت غذا ارائه داده است.
استاندارد فرایند های پیش از تولید :
استاندارد EuropGAP توسط اتحادیه خرده فروشان اروپا بنا نهاده شد که در برگیرنده اصول و مبانی لازم در اجرای عملیات بهینه کشاورزی بوده و امروزه به عنوان یک استاندارد جهانی برای تضمین کیفیت و ایمنی محصول نهائی در بخش کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است.
محصولاتی تحت پوشش این استاندارد شامل : محصولات برداشت شده ،مواد اولیه و مواد غذائی با منشاء حیوانی بوده که بدین ترتیب GAP می تواند هم برای محصولات کشاورزی و هم دامپروری مورد استفاده قرار گیرد.
اولین استاندارد صادره، استاندارد Eureo GAP میوه و سبزیجات بوده که تحت عنوان استاندارد EurepGAP IFA (تضمین کشاورزی بی عیب) تعریف شده است. استانداردی با بخشهای مجزا مشتمل بر محصولات قابل ترکیب و اصلاح نژاد.
اين كتاب قسمت سوم از يك مجموعه چهارگانه در ارتباط با سيستم هاي مديريت مي باشد كه اختصاصا به مبحث سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي مي پردازد. اين مجموعه چهارگانه متشكل از سيستم مديريت كيفيت، سيستم مديريت زيست محيطي، سيستم مديريت ايمني و بهداشت شغلي و ادغام سيستم هاي مديريت مي باشد.
نویسنده: دكتر فرشيد علوي
نشر آتنا (1380), 110صفحه، 15000 ريال تلفن: 88257951
دوره تخصصی و کاربردی آموزش ایمنی و آتش نشانی عمومی
امروزه فلسفه HSE با نگرشی نوین به عوامل بهداشتی، ایمنی و زیست محیطی در صنعت، از اهمیت ویژه ای در توسعه همه جانبه كشور و پیشرفت و رشد جامعه انسانی برخوردار است. سیاستهای اتخاذ شده در این نگرش براساس اهدافی از جمله كاهش آثار نامطلوب صنعت بر محیط، افزایش آثار مثبت صنعت بر جامعه، افزایش تامین ایمنی كاركنان، تجهیزات و تأسیسات در مراكز صنعتی، كاهش حوادث و آسیب های محیط های صنعتی، به پایین ترین میزان ممكن از طریق حذف شرایط نا امن و حفاظت هرچه بیشتر از محیط زیست تعیین و تبیین شده اند. در طول سالیان متمادی، مباحث ایمنی، بهداشت و محیط زیست در صنایع مطرح بوده است. امروزه با نگاهی ریزبین و پر دقت همراه با نظارت مدیریتی واحد به صورت سیستماتیك و همه جانبه به این مباحث پرداخته شده است.
در كتاب حاضر سعی شده است كه مفاهيم HSE Plan، Risk Assessment با نمونه های تهيه شده بصورت CD در درك و فهم خوانندگان قدمی موثر برداشته و كمك به بهتر پياده كردن سيستم HSE-MS در پروژه های كشور نمايد.
نویسندگان: مهندس مهدی ادیبی
انتشارات فن آوران (1392) 272 صفحه 15000 تومان تلفن: 66953998
آتش خاموش کن از تکنولورژی سوخت جامد موشک استفاده می نماید ، اولین سیستم آتش خاموش کن پودر و گاز (آتش خاموش کن ایروسل ) در جهان می باشد که به صورت تجاری تولید شده است و به عنوان جایگزینی بی خطر و کاربردی برای هالون ، هالوکربن ها ، پودرهای شیمیایی و گازهای بی اثر طراحی شده است .

آتش خاموش کن به صورت تجاری در مخازن با ظرفیت متفاوتی تولید شده و در دسترس می باشد. آتش خاموش کن جامد غیر سمی و بی اثر بوده و تا زمانی که بصورت الکتریکی و یا حرارتی فعال نشده است پایدار می ماند و در صورت فعال شدن ترکیبی از پودر و گاز ( آتش خاموش کن ایروسل ) با خاصیت خاموش کنندگی تولید می نماید .
ایروسل تولید شده به صورت فیزیکی و شیمیایی به حریق حمله ور شده و به صورت تقریبا لحظه ای حریق را فرو نشانده و از شعله وری مجدد آن ( و در شرایط واقعی از انفجار ) نیز جلوگیری می نماید.

ماده شیمیایی جامد هنگامی مه به صورت الکتریکی و یا حرارتی تحریک می شود، مخلوطی از گاز و پودر میکرونی خشکی ایجاد می نماید. ذرات خشک شیمیایی ، ( اکثرا کربناتهای پتاسیم ) و مخلوطی از گاز ( اکثرا دی اکسید کربن ، نیتروژن و بخار آب ) با هم مخلوط شده و ایروسل به منطقه تحت پوشش، ذرات ایروسل از یک خنک کننده شیمیایی عبور نموده و دمای ایروسل را به نحو مطلوبی کاهش می دهد .

– ویژگی های یک پنل اعلام حریق آدرس پذیر که می بایست مورد بررسی قرار گیرد:
– تاییدیه ها و گواهینامه ها (بررسی استانداردها)
-تعداد لوپ ها و زون ها
– امکان توسعه (ماژولار بودن)
– تعداد تجهیزاتی که می توانند بر روی یک لوپ قرار بگیرند
– نوع پروتکل و سازگاری آن با تجهیزات محصولات مختلف
– تعداد ورودی خروجی ها و نوع آن ها
– IP پنل
– پورت های ورودی خروجی (RS232,RS485,USB,LAN)
– ابعاد، رنگ و جنس پوشش محفظه پنل
– دمای نگهداری، دمای عملکردی
– حداکثر رطوبت مجاز برای عملکرد صحیح سیستم
– توان منبع تغذیه بر حسب وات
– ولتاژ ورودی (AC)
– ولتاژ عملکردی (DC)
– حداکثر جریان عملکردی (A)
– حداکثر طول لوپ
– امکان شبکه شدن چند پنل اعلام حریق
– امکان قرار گرفتن پنل در شبکه های Local و اینترنت
– حداکثر فاصله ی ممکن برای شبکه کردن پنل ها
– نرم افزار برنامه نویسی (بررسی وجود لایسنس یا دانگل)
– نرم افزار مانیتورینگ (بررسی وجود لایسنس یا دانگل)
– گارانتی
– ویژگی های یک پنل اعلام حریق کانونشنال که می بایست مورد بررسی قرار گیرد:
– تاییدیه ها و گواهینامه ها (بررسی استانداردها)
– تعداد زون ها
– امکان توسعه (ماژولار بودن)
– تعداد تجهیزاتی که می توانند بر روی یک زون قرار بگیرند
– تعداد ورودی خروجی ها و نوع آن ها
– IP پنل
– پورت های ورودی خروجی (RS232,RS485,USB,LAN)
– ابعاد، رنگ و جنس پوشش محفظه پنل
– دمای نگهداری، دمای عملکردی
– حداکثر رطوبت مجاز برای عملکرد صحیح سیستم
– توان منبع تغذیه بر حسب وات
– ولتاژ ورودی (AC)
– ولتاژ عملکردی (DC)
– حداکثر جریان عملکردی (A)
– حداکثر طول لاین
– امکان شبکه شدن چند پنل اعلام حریق
– امکان قرار گرفتن پنل در شبکه های Local و اینترنت
– حداکثر فاصله ی ممکن برای شبکه کردن پنل ها
– نرم افزار برنامه نویسی (بررسی وجود لایسنس یا دانگل)
– نرم افزار مانیتورینگ (بررسی وجود لایسنس یا دانگل)
– مقانومت انتهای خط زون ها و آژیرها
– گارانتی
در اين كتاب سعي شده است اطلاعات كاربردي براي اجراي يك سيستم ohs هماهنگ با اطلاعات مربوط به iso 9001 و iso 14001 طراحي و تدوين گردد تا امكان اجراي يك سيستم يكپارچه مديريتي را براي سازمان فراهم نمايد.
نویسنده: مينو نمازي – ناصر صادقي فرد
مولف (1381), 227صفحه، 10000ريال تلفن: 44205958
همین ماشینهای الکتریکی که تا به این اندازه به آرامش و رفاه بشر کمک کرده است در صورت استفاده و نگهداری غیر صحیح میتواند جان انسانها را تهدید کند و خسارات مالی فراوان ایجاد کند. ماشینهای الکتریکی (ترانسها، مولدها و موتورها) گاه به جای این که کاری برای ما انجام دهند، کار دستمان میدهند. این که در یک کارگاه یا کارخانه تاکنون حریقی اتفاق نیفتاده است لزوما دلیل بر ایمنی آن مکان نیست. فراموش نکنیم که آتشسوزیهای بزرگ گاه فقط یکبار رخ میدهند و همه چیز را با خود می برند. آتش سوزی در ترانسفورماتورهای روغنی و آتش سوزی ناشی از اضافه بار و جرقه زنی برخی موتورها و مولدها در مناطق خطر از مهمترین عوامل حریق ناشی از ماشینهای الکتریکی میباشند. حریق در نیروگاهها، خطوط انتقال و پستها گاه اجتناب ناپذیر میباشد و موجب قطع ارائهی خدمات به مشتریان میشود. حداقل کردن زمان قطع از اولویتهای شرکتهای توزیع برق میباشد. استفاده از سیستمهای اعلام و اطفای حریق به کاهش زمان قطع کمک شایانی خواهد کرد.
ترانسفورماتورهای قدرت در پستهای انتقال و توزیع بیشترین سهم سرمایه گذاری را به خود اختصاص داده اند. با توجه به این که ضررهای ناشی از خروج یک ترانسفورماتور از شبکه میتواند حتی به چندین میلیون دلار هم برسد لذا شناخت خطراتی که ممکن است عملکرد ترانس را دچار اختلال سازد و یا به سایر بخشهای شبکه آسیب برساند اهمیت حیاتی دارد.
– امروزه در توانهای پایین اکثرا از ترانسفورماتورهای خشک استفاده میکنند که به جای استفاده از روغن در آنها از صمغِ ریختگی استفاده میشود اما در توانهای بالا ناگزیر به استفاده از ترانسفورماتورهای روغنی هستیم. در این گونه موارد باید ترانسفورماتورها را در محلی نصب کنیم که در صورت آتشسوزی به افراد و تاسیسات دیگر صدمه نزند. روغن ترانسفورماتور یک ترکیب هیدروکربنی و از مشتقات نفتی است و گاهی به علت قوس ناشی از اضافه ولتاژ، اضافه بار، اتصال کوتاه، پایین آمدن سطح روغن، وجود رطوبت یا اسید در آن و یا خرابی بوشینگ و با کاهش مقاومت عایقی دچار حریق میشود.اما این حریق چگونه رخ میدهد؟ دمای زیاد قوس، روغن را تجزیه میکند. بخارات روغن و گازهای مشتق شده در محفظهی ترانس جمع میشوند و زمانی که منافذ خروجی پاسخگوی خروج این گازها نباشند باعث انفجار استیلنی یا هیدروژنی میشود که پرتاب قطعات و آتش گرفتن روغن را در پی خواهد داشت. روغن ترانسفورماتور در حال حاضر بهترین گزینه برای کاربردهای عایقی و خنک کنندگی در توانهای بالا است و به دلیل احتمال بالای حریق باید از رسیدن آن به نقطهی اشتعال جلوگیری کنیم. درجه حرارتی که در آن گازهای جمع شده در بالای روغن در محفظهی ترانس شعلهور میگردد را نقطهی اشتعال میگویند. روغن باید عاری از رطوبت و ناخالصی باشد (یا به اصطلاح خشک باشد) تا استقامت دی الکتریک و ولتاژ شکست عایقی آن کاهش نیابد. در ترانسفورماتورهای روغنی ما ناچار به استفاده از سیستمهای خنک کننده هستیم اما اگراین سیستمهای خنک کننده نتوانستند وضعیت پایدار ماشین را حفظ کنند ناچار به استفاده از رلهها و وسایل حفاظتی خاص خواهیم بود. لازم به ذکر است که امروزه در بعضی از نیروگاههای خاص، ترانسفورماتورهای خشکِ توان بالا هم به کار گرفته شده است اما آتش سوزی در ترانسفورماتورها فقط به دلیل استفاده از روغن نبوده و باید همواره مسائل حفاظتی را مد نظر داشت. خطا در شبکه و عمل نکردن سیستمهای حفاظتی، شکست عایقی و سوختن عایق کابلها، زلزله، تابش بیش از حد خورشید، خرابکاری، بی احتیاطی، بمباران هوایی دشمن و… میتوانند از عوامل این گونه حریقها باشند. دلایل بروز حریق در پستها را میتوان به ترتیب از ناحیهی ترانسفورماتورها، ترانسفورماتورهای جریان، اتاق کلیدها و کلیدهای روغنی، راکتورها، خازنها، ساختمان کنترل، گالری و کانال کابلها، برقگیر، اتاق دیزل ژنراتور اضطراری و … دانست. جالب اینجاست که بروز حریق در این موارد عموما از ناحیهی تجهیزات و تاسیسات است و خطای انسانی کمتر در آن دخالت دارد. اما با این اندازه احتمال ایجاد حریق در پستها چقدر باید در زمینهی حفاظت سرمایه گذاری کرد؟ غالبا 0.5 تا 2 درصد قیمت تمام شدهی پست را صرف مسائل حفاظتی میکنند.
· خنک سازی ترانسفورماتورها:یکی از راههای جلوگیری از حریق در ترانسفورماتورها انتخاب ترانسفورماتور متناسب با توان است. در صورتی که از ترانسفورماتوری در توان بالاتر از توان نامی خود استفاده شود مسلما امکان ایجاد حریق وجود خواهد داشت.
انواع سیستمهای خنک سازی ترانسفورماتورهای روغنی متناسب با توان مورد نیاز:
1- سیستم (Oil Natural-Air Natural) (در ترانسفورماتورهای با توان کم تا 30 مگاولت آمپر): هوا به طور طبیعی با سطح خارجی رادیاتور در تماس است و گردش روغن در ترانسفورماتور نیز به صورت طبیعی است یعنی روغن گرم بالا میرود و روغن سرد جای آن را میگیرد.
2- سیستم (Oil Natural-Air Force) (در ترانسفورماتورهای با توان بین 30 تا 60 مگا ولت آمپر): گردش روغن به صورت طبیعی است اما فنهای نصب شده روی بدنهی رادیاتورها تماس بدنه با هوای خارج را افزایش میدهند.
3- سیستم (Oil Force-Air Force) (در ترانسفورماتورهای با توان بیش از 60 مگا ولت آمپر): گردش روغن در داخل ترانسفورماتور به کمک فن تسریع مییابد تا سرعت انتقال حرارت بیشتر شود. فنها هم همچنین تماس بدنهی رادیاتورها با هوا را افزایش میدهند.
4- سیستم (Oil Force-Water Force) (در ترانسفورماتورهای با توان بیش از 60 مگا ولت آمپر): ابتدا روغن توسط پمپ از بالای ترانسفورماتور وارد رادیاتور میشود تا پس از عبور از آن از پایین رادیاتور وارد ترانسفورماتور گردد. آب خنک کنندگی هم در رادیاتور در خلاف مسیر روغن در رادیاتور وارد ترانسفورماتور می گردد.
5- سیستم (Oil Directed-Water Force) (در ترانسفورماتورهای با توان بیش از 60 مگا ولت آمپر): به منظور کاهش هر چه بیشتر دمای سیم پیچها و هسته، روغن را توسط پمپ با فشار و جهت مناسب از قسمت تحتانی تانک ترانسفورماتور به داخل سیم پیچها و هسته هدایت میکنند. ضمنا مکانیزم به کار گرفته شده در سیستم OFWF در این روش هم به کار گرفته میشود.
معمول ترین روش اطفایی برای جلوگیری از حریقهای ترانسفورماتور، آب و در برخی موارد فوم است اما اگر از این روش استفاده کنیم باید ابتدا رلهها، برق ترانس را قطع کرده باشند. البته در صورتی که ترانسفورماتور در ناحیه ی بسته ای قرار گرفته باشد می توان از سیستم های اطفای گازی مناسب نیز بهره جست. چرا که آب در صورت آتش گرفتن روغن ترانسفورماتور خود باعث شعله ورتر شدن حریق خواهد شد!
– نصب ترانسفورماتورهای روغنی در فضاهای بسته مانند ساختمانها ممنوع است.
– اگر آتشسوزی ترانسفورماتورها را از دستهی B (کلاس B) حریقها بدانیم بهترین روش مبارزه با آن استفاده از پودر شیمیایی (بی کربنات سدیم یا بی کربنات پتاسیم یا مونوآمونيوم فسفات) و گاز CO2 است.
– احداث سد کنندههای آتش در اطراف ترانسهای توان بالا کمک شایانی به کاهش تلفات ناشی از آتش سوزی خواهد کرد. این سد کنندهها میتوانند دیوارهای بتونی، آجر، ورقههای فولاد، بتون مسلح و …. باشند.
– بررسی دورهای سلامت رلههای REF، بوخهلتس، تانک پروتکشن، فشار شکن و … و بررسی دورهای سایر اجزا مانند فن ترانس، برقگیرها و … ضروری میباشد.
– تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از آشکارسازی امواج صوتی ناشی از وقوع تخلیهی جزئی در ترانسفورماتور که در اثر حبابهای گاز محفظهی روغن به وجود می آیند یک روش تشخیص خطر برای پیشگیری از انفجار ترانسفورماتور است.
– چالهی تخلیهی روغن و آب حتما باید در پستها پیش بینی شود. چون بعد از شکست تانک و خاموش شدن آتش، روغن و آب باید در جایی مهار شوند.
– ترانسفورماتورها و ریکتیفایرهای جوشکاری نیز در صورت مشکلات فنی و یا استفادهی غیر صحیح میتوانند باعث حریق شوند. (مخصوصا در جوشکاری خودروها، محفظههای سوخت و جوشکاری در مناطق حاوی گازهای قابل اشتعال)
– دتکتورهای دودی
– دتکتورهای شعله
– دتکتورهای گازی (دتکتورهای گازی بسته به نوع گاز می توانند عملکردهای مناسبی قبل و یا در آستانهی شکل گرفتن حریق داشته باشند.)
– دتکتورهای حرارتی خطی (Linear Heat Detector) ( برای حفاظت ترانس استفاده کرد که هم نصب آنها سادهتر است و هم میتواند گاها فاصلهی حریق تا مرکز کنترل را تشخیص دهد. )
– سنسور دمای نقطه داغ (Hot spot temperature sensor)
– سنسورهای حرارتی صنعتی (که نسبت به ترانس چهار یا شش عدد در اطراف ترانس نصب می گردد)
– سنسور دمای روغن بالا
– سنسور موج فشار ناگهانی (Sudden pressure surge sensor)
برای جلوگیری از خطا، عملکرد دو سنسور با هم را مبنای عملکرد سنسور اطفا قرار میدهند.
· آتش سوزی در موتورها و مولدها:
دلایل حریق در موتورها و مولدها:
1- جرقه زنی
2- اضافه بار
3- اتصال کوتاه
می دانیم که موتورها و مولدهایDC ، موتورهای القایی روتور سیم پیچی، موتورهای یونیورسال و بعضی دیگر از موتورهای الکتریکی به علت عمل کموتاسیون جرقه تولید میکنند. این جرقهها در مناطق حاوی گازهای قابل انفجار باعث انفجار و آتش سوزیهای شدید میشوند. در صورتی که ماشینهای الکتریکی در بار نامی خود کار نکنند و جریان بیش از جریان نامی از سیم پیچهای آنها بگذرد گرمای زیاد عایق را از بین برده و باعث اتصال کوتاه در سیم پیچها میشود و در این حالت اگر رلههای اضافه بار و یا اتصال کوتاه عمل نکنند احتمال ایجاد حریق در شبکهی برق خانگی نیز وجود خواهد داشت.
تذکرها و هشدارها:
– یکی از دلایل حریق در مولدها (ژنراتورها) رعایت نکردن ایمنی در هنگام ریختن سوخت میباشد.
– کابلها در صورتی که دچار اضافه جریان شوند و رلهها عمل نکنند. عایق آنها که عموما PVC میباشد دچار حریق می شود. در نتیجه در نواحی با احتمال حریق بالا باید از کابلهای مقاوم در برابر حریق استفاده کرد.
– آتشسوزی ناشی از مدارهای الکتریکی و الکترونیکی جزء دستهی C حریقها (کلاسC) میباشد و باید توسط گاز CO2 یا ترکیبات هالن (Halon) خاموش گردد. در نتیجه استفاده از سیستم پاشیدن آب به صورت اتوماتیک (sprinkler یا water spray) و سیستمهای آب آتش نشانی دیگر تنها زمانی مجاز خواهد بود که قبل از آن رلههایی جریان تغذیه را قطع کرده باشند.
– در اتاقهای کنترل به علت انبوهی کابلهای کنترل و قدرت، احتمال حریق زیاد است. اتاق کنترل بهتر است که دو راه خروج داشته باشد و درهای آن به سمت بیرون باز شود. چون کابلهای به کار رفته در این اتاقها اکثرا کندسوز هستند و حرارت زیادی تولید نمیکنند برای بالا بردن حساسیت عموما از دتکتورهای دودی استفاده میکنند. دتکتورها برای اطمینان بیشتر در دو زون به صورت کراسینک قرار میگیرند تا تنها در صورت اعلام حریق از دو طرف، سیستم اطفا فعال شود. (در کلیدخانه، باطری خانه و دیزل خانه نیز تقریبا طراحی سیستم اعلام و اطفا به همین منوال است.)
– کابلها را میتوان با روشهایی در برابر حریق محافظت کرد: محفاظت از کانال کابلها، دفن مستقیم کابل، قرار دادن مانع (سد کننده) بین سینی کابلها و در ورودی و خروجی کانالها، قرار دادن تهویه در کانالها، ممانعت در برابر ورود مواد قابل احتراق مانند روغن به کانال و … . (برای آشکارسازها باید از کابلهای مقاوم در برابر حریق استفاده کرد. ضمنا کابلهای تشخیص و اعلام حریق باید از کابلهای قدرت جدا شوند.)
– چون گاز CO2 خود نیز خطرناک است. در مکانهایی که سیستم اطفا وجود دارد باید آژیر و چراغها گردانی هم برای اطلاع رسانی نسبت به فعال شدن سیستم اطفا وجود داشته باشد.
منابع:
– سیستمهای اعلام و اطفای حریق در پستهای فشار قوی (دفتر نظام فنی اجرایی) – نشریهی شمارهی 477
– Overheat and Fire Protection for Transformers (PROTECTOWIRE Fire Systems)
– Transformer fire protection (US department of the interior Bureau of Reclamation )
– کاتالوگها و منوالهای محصولات شرکت زیمنس
– استانداردهای BS و NFPA
– ماشینهای الکتریکی AC فنی و حرفهای (رشتهی الکتروتکنیک)
و منابع اینترنتی پراکنده
سیستم مدیریتی
نظامی است هدفمند و سازماندهی شده با برنامه ریزی خاص که با تهیه دستورالعملها، روشهای اجرایی و استانداردها و مقررات جاری استقرار یافته و مورد بازنگری قرار می گیرد و در مقاطع زمانی مختلف اصلاح می گردد.
مزایای اجرا
* بررسی پروژه از نظر مسایل بهداشت، ایمنی و محیط زیست در تمامی مراحل
* اطمینان به مدیریت در مشخص کردن ریسکها و روشهای کنترل و کاهش آنها
* رعایت استانداردهای موجود در ارتباط با پروژه در تمامی مراحل HSE
* کاهش هزینه ها و افزایش سودآوری و رقابت در بازارهای جهانی بسترسازی مناسب جهت اخذ و اجرای کلیه استانداردهای مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست
* افزایش اطمینان پرسنل از کاهش و کنترل خطرات بالقوه و بالفعل موجود در پروژه و اثرات سوء آنها
اعضای تیم اجرایی HSE
* دبیر تیم
* متخصص HSE
* نماینده بهره برداری
*از مهندس فرایند، متخصص ایمنی نصب، متخصص کنترل فرایند و سایر افراد نیز می توان کمک گرفت.
عناصر سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست
1. رهبری و تعهد
2. خط مشی و اهداف استراتژیک
3. سازمان، منابع و مستند سازی
4. ارزیابی و مدیریت ریسک
5. طرحریزی
6. استقرار و پایش
7. ممیزی و بررسی مجدد
1. رهبری و تعهد در این بخش اعتقاد نیروی انسانی در سطوح مختلف سازمان از صدر تا ذیل (بالا تا پایین) و فرهنگ جاری در شرکت برای رسیدن به موفقیت نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست مورد بررسی و ملاحظه قرار میگیرد.
رهبری و تعهدشرکت بایستی نسبت به ایجاد و تداوم فرهنگی که حامی نظام مدیریت HSE براساس: اعتقاد به علایق و خواستههای شرکت برای بهبود اجراء اصول بهداشت، ایمنی و محیط زیست. ایجاد انگیزه برای بهبود اجراء اصول بهداشت، ایمنی و محیط زیست توسط کارکنان. پذیرش مسئولیت فردی و پاسخگویی برای اجراء اصول بهداشت، ایمنی و محیط زیست. اعتقاد به یک نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست کار آمد. باشد اقدام نموده و کارکنان شرکت و پیمانکاران آن بایستی درایجاد و حفظ یک چنین فرهنگ پویایی نقش داشته باشند.
نشانه های تعهد مدیریت به نظام مدیریت HSE
•تخصیص منابع مورد نیاز اعم از مالی، پشتیبانی و غیره (نظیر پول و زمان و …) به موضوعات ایمنی، بهداشت و محیط زیست
•عنوان نمودن موضوعات مربوط به ایمنی، بهداشت و محیط زیست در ابتدای جلسات مختلف.
•مشارکت فعال در فعالیتهای مربوط به ایمنی، بهداشت و محیط زیست و بررسیهای مربوط به آنها در سازمان و بخشهای تابعه آن.
•اهمیت دادن و دخالت ملاحظات ایمنی، بهداشت و محیط زیست در تصمیمگیریههای مدیریت
•قدردانی از مجریان و برسمیت شناختن موضوعات پس از دستیابی به اهداف ایمنی بهداشت و محیط زیست
•تشویق کارکنان برای ارائه پیشنهادات سازنده در زمینه معیارهای بهبود اجرای ایمنی، بهداشت و محیط زیست .
•مشارکت و ارزش نهادن به نوآوریهای که در داخل یا خارج سازمان در زمینه موضوعات ایمنی، بهداشت و محیط زیست حاصل گردیده است.
2. خط مشی و اهداف استراتژیک دراین بخش دیدگاهها ، مقاصد و خواسته های مدیریت و اصول عملکرد و اشتیاق ایشان نسبت به بهداشت، ایمنی و محیط زیست و هدف از بهبود کارآئی عملکرد HSE بیان میگردد. مدیریت ارشد شرکت بایستی خط مشیها و اهداف استراتژیک را تعیین و مستند نموده و اطمینان حاصل کند که آنها:
با اهداف و خط مشی تعیین شده از سوی شرکت مادر سازگار باشد.
مرتبط با فعالیتها، محصولات و خدمات قابل ارائه توسط شرکت بوده و همچنین تأثیرات آنها بر HSE نیز مد نظر قرار گیرد.
با سایر خط مشیهای جاری در شرکت سازگار باشد.
به همان میزان که به سایر خط مشیها و اهداف اهمیت داده میشود، مورد توجه قرار گیرد.
بدرستی استقرار یافته در تمامی سطوح سازمان مورد توجه قرار گرفته و در عمق سازمان جاری گردد.
در دسترس عموم قرار گیرد.
تمامی الزامات قانون و قوانین مربوطه در آنها رعایت گردد.
در جائی که قوانین و مقرراتی وجود ندارد، استانداردهایی که خودشان معیار قرار دادهاند، مورد استفاده قرار گیرد.
شرکت را ملزم به کاهش ریسکها و عوامل بالقوه آسیب رساندن بهداشتی، ایمنی و زیست محیطی ناشی از فعالیتها، تولیدات یا خدمات به پایینترین حد ممکن نماید.
خط مشیخط مشی ایمنی و بهداشت به عنوان مثال میتواند در برگیرنده تعهد نسبت به:
برقراری روشهای اجرائی و ایجاد عادات توجه به ایمنی وبهداشت وجد و جهد در مسیر ایجاد محیط کاری، عاری از حادثه باشد.
فراهم نمودن تسهیلات، تجهیزات و واحدهای تولیدی که براساس اصول مهندسی ساخته شدهاند و حفظ نگهداری آنها در شرایط ایمن باشد. nصراحت در بیان مشکلات و مسائل و همچنین مشارکت در طرح موضوعات ایمنی، بهداشت را ترویج نمایند.
فراهم نمودن دورههای آموزشی به منظور توانا نمودن کارکنان برای انجام کار بطریق ایمن و حفظ سلامت آنها باشد.
انجام سلسله فعالیتهای تبلیغی سازمان یافته و منسجم برای بالا بردن دانش و آگاهی ایمنی، بهداشت باشد.
خط مشی زیست محیطی به عنوان مثال میتواند، بیانگر تعهد نسبت به:
توجه صحیح نسبت موضوعات محیط زیست وجد و جهد نمودن به منظور کاهش ریسکهای زیست محیطی به حداقل میزان ممکن باشد.
کاهش پساب (ضایعات) و صرفه جوئی در مصرف مواد، سوخت و انرژی باشد.
کاهش و در صورت امکان اجتناب از برون ریز و خروجیهای زیان آور برای محیط زیست باشد.
فراهم نمودن شرایط لازم برای برگزاری دورههای آموزشی و همچنین بالا بردن آگاهی کارکنان باشد.
مشارکت در فعالیتهای پیشگامان زیست محیطی و تدوین مقررات مربوطه باشد.
کاهش عوامل بالقوه آسیب رسان و تأثیرات سوء زیست محیطی طرحهای جدید و توسعهای به حداقل میزان ممکن باشد.
تلاش در جهت آرمان توسعه پایدار اقتصادی بر پایه موضوعات زیست محیطی باشد. از سوی بالاترین مقام، توسعه یافته و حمایت میشود باید به صورت قابل فهم برای گروههای ذینفع تهیه شده و در دسترس قرار گیرد (مثلا از طریق درج در گزارش سالیانه، تهیه کتابچه و نصب در تابلو اعلانات) شرکت میتواند دارای خط مشی جداگانه برای هر یک از بخشهای بهداشت، ایمنی و محیط زیست باشد یا اینکه یک خط مشی جامع بهداشت، ایمنی و محیط زیست داشته باشد.
3. سازمان، منابع و مستند سازی در این بخش سازمان دهی نیروی انسانی، منابع و مستند سازی برای کارآئی عملکرد HSE مورد بحث قرار میگیرد.
1. مسئولیتها و ساختار سازمانی
2. نماینده( نمایندگان) مدیریت
3. منابع
4. شایستگی و صلاحیت
عمومی آموزش
1. پیمانکاران
2. ارتباطات
3. مستند سازی و کنترل
مستند سازی نظام بهداشت، ایمنی و محیط زیست کنترل اسناد
1-3- مسئولیتها و ساختار سازمانی: ساختار سازمانی باید بیان کننده روابط بین قسمتهای ذیل باشد:
بخشهای عملیاتی مختلف
بخشهای عملیاتی و سرویسهای پشتیبانی (اگر چه این سرویسهای پشتیبانی توسط واحدهای مربوط به شرکت و یا حتی یک سازمان بزرگتر انجام گیرد).
کارکنان پیمانکاران
همکاران در فعالیتهای مشترک (نظیر قرار دادهای بیع متقابل) تهیه شرح وظایف بهداشت، ایمنی و محیط زیست، بستگی به طبیعت کاری و ساختار سازمانی هر شرکت دارد. به عنوان مثال:nمدیریت ارشد- مسئولیت توسعه، تخصیص منابع، بررسی مجدد و پیروی کردن از خط مشی را بعهده دارد.
مالی
توسعه و برقراری یک روش اجرائی حسابداری که قادر باشد هزینهها و منافع حاصل از پرداختن به بهداشت، ایمنی و محیط زیست را تعیین کند.
وظایف اختصاصی مدیران واحدهای عملیاتی /بازرگانی (نظیر عملیات، حفاری، تولید ، اکتشاف، مهندسی ، خدمات، بازاریابی، امور پیمانها، تحقیق و توسعه، خرید مهندسی نفت، امور حقوقی، مالی و کارکنان) استقرار نظام مدیریت بهداشت، ایمنی ، محیط زیست در حوضه مسئولیتهای خود (با مشارکت کارکنان) و ارتباط دوسویه موثر و همچنین اجراء برنامههای آموزشی برای بهداشت، ایمنی و محیط زیست میباشد.
2-3- نماینده (نمایندگان) مدیریت: نماینده یا نمایندگان بایستی از سوی مدیریت تعیین گردیده و مسئولیتها، اختیارات و وظایف ایشان نیز برای ایجاد هماهنگی لازم برای استقرار و حفظ و نگهداری نظام مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست مشخص گردد. و این نمایندگان بایستی در مقابل مدیریت ارشد سازمان پاسخگو باشند. ولی، این انتخاب هیچگاه منافی مسئولیت فردی مدیران صف برای استقرار نظام مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست در حیطه نظارتشان نمیباشد.
از سوی مدیریت تعیین می شود.nمسئول هماهنگی استقرار و تداوم نظام HSE است.
باید در برابر مدیریت پاسخگو باشد.n باید اطلاعات کافی از فعالیتهای شرکت و مباحث HSE آن داشته باشد.n باید ارتباط تنگاتنگ با مدیران صف در تمامی مشاغل و فرایندها داشته باشد.
وظایف دیگر وی موجب تضعیف وظایف HSE وی نگردد.
3-3 منابع مدیریت ارشد بایستی برای اطمینان از عملکرد مؤثر نظام مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست، منابع کافی به این امر اختصاص دهد تخصیص منابع بایستی به گونهای انجام گیرد که تمامی بخشهای نظام مدیریت HSE از آن منتفع گردند، برخی از موضوعات مشمول این بخش عبارتند از:
4-3 شایستگی و صلاحیتتعیین روشهایی که وظایف باید بر اساس آنها انجام گیرد. تعیین صلاحیتها(تواناییها، مهارتها،دانش مورد نیاز) انتخاب کارکنان مناسب فراهم نمودن آموزش در صورت نیاز بررسی مجدد عملکردرویهها و سیستمهای اطمینان از صلاحیت نظامدار و مستند به ما کمک می کند تا فرایندهای زیر به سادگی انجام گیرد:
تعیین الزامات مربوط به شایستگی در فعالیتها
تعریف و ثبت معیارهای شایستگی
چگونگی انتخاب افراد براساس معیارهای تعیین شده
مستند نمودن و گواهی نمودن شایستگی هنگامی که نیاز میباشد.
تعیین جنبههائی که کارکنان هنوز به شایستگی دست نیافتهاند.
آموزش افراد برای افزایش سطح صلاحیت در حوزه کاری ایشان
ارزیابی مجدد صلاحیت کارکنان در فواصل زمانی معین
ارزیابی صلاحیت پس از تغییر شغل یا، فعالیت جاری و یا انتقال تکنولوژی جدید آموزش شرکت بایستی یک روش اجرائی برای اطمینان و افزایش صلاحیت از طریق تعیین نیازهای آموزشی و فراهم نمودن آموزشهای لازم برای تمامی پرسنل داشته باشد.
5-3 پیمانکاران
باید یک روش اجرایی وجود داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که HSE پیمانکاران در قالب یک نظام مدیریت با الزامات سازگار می باشد.
روشهای اجرایی باید تسهیل کننده روابط پیمانکاران با شرکت و نیز سایر پیمانکاران باشد.در روش اجرایی بایستی توجه خاصی به موارد ذیل داشته باشیم:
انتخاب پیمانکاران، (علاوه بر سایر موارد) بایستی پس از ارزیابی دقیق خطمشی HSE، شیوه اجراء و کفایت نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ایشان و متناسب بودن آن با ریسکهای موجود در خدماتی که به ایشان محول گردیده، انجام گرید.
ارتباط مؤثر عناصر کلیدی نظام مدیریت شرکت، و استانداردهای کاری و حفاظت از محیط زیست مورد انتظار از پیمانکارا، بیانگر اهداف و معیار کارآئی اجراء HSE است، که مورد توافق قرار میگیرد.
تبادل اطلاعات بین پیمانکاران و شرکت در زمینههائی که میتواند بر موضوعات HSE هر یک از طرفین تأثیر داشته باشد.
هر پیمانکار بایستی یک برنامه مؤثر و مرتبط آموزشی داشته باشد که در برگیرنده ثبت سوابق و همچنین روش اجرائی برای ارزیابی دورهای جدید مورد نیاز است
تعریف روشهائی برای پایش و ارزیابی عملکرد پیمانکاران در زمینه اهداف و معیار عملکرد HSE.
دوره تخصصی و کاربردی ایمنی مخازن
سیستم اطفاء حریق اسپرینکلر (آب فشان) یک روش حفاظت از حریق فعال است. این سیستم از یک منبع آب تشکیل شده که فشار و نرخ جریان کافی را برای مجموعهای از لولههای توزیع آب فراهم کرده و چند اسپرینکلر بدان متصل شدهاند. اگرچه در گذشته تنها در کارخانهها و ساختمانهای تجاری بزرگ از این سیستم استفاده میشد، ولی امروزه سیستمهایی از این دست برای استفاده در منازل و ساختمانهای کوچک و با قیمتهای مقرون به صرفه عرضه شدهاند. از سیستمهای اطفاء حریق اسپرینکلر بطور گستردهای در سراسر دنیا استفاده شده و هر ساله بیش از 40 میلیون سَری اسپرینکلر نصب میشود. بیش از 96% از آتش سوزیهای رخ داده شده در ساختمانهایی که بطور کامل توسط سیستمهای اطفاء حریق اسپرینکلر مورد محافظت قرار گرفته بودهاند، صرفاً توسط اسپرینکلرهای اطفاء حریق کنترل شدهاند.
تاریخچه سیستم های اطفای حریق اسپرینکلر

لئوناردو داوینچی در قرن پانزدهم یک سیستم اسپرینکلر طراحی کرده بود. او برای خودکارسازی آشپزخانهی ارباب خود از یک اجاق بزرگ و مجموعهای از تسمه نقالهها استفاده کرده بود. یکبار در خلال یک میهمانی، در اثر بروز مجموعهای از خطاها، همه چیز به هم ریخت و آتش سوزی رخ داد. «سیستم اسپرینکلر بیش از اندازه خوب عمل کرد و آب همهی غذاها و بخش سالم آشپزخانه را با خود برد».
در سال 1723، آمبروز گادفری (Ambrose Godfrey) اولین سیستم اسپرینکلر خودکار موفق را خلق کرد. او از باروت برای رهاسازی مخزنی مملو از سیال اطفاء حریق استفاده نمود.
اما اولین سیستم اطفای حریق اسپرینکلر مدرن ثبت شدهی جهان در سال 1812 توسط ویلیام کانگریو (William Congreve)، معمار سالن تئاتر سلطنتی دروری لین (Drury Lane) در انگلستان، در این سالن نصب شد و طی گواهی ثبت اختراع شمارهی 3606 به تاریخ همان سال به ثبت رسید. این سامانه از یک مخزن استوانهای آببندی شده به حجم تقریباً معادل 95،000 لیتر تشکیل شده بود که توسط یک شاه لولهی 10 اینچی (250 میلیمتری) آب تغذیه میشد و انشعاباتی از آن به همهی بخشهای سالن کشیده شده بود. در صورت بروز حریق، مجموعهای از لولههای کوچکتر که توسط انشعابات فوق تغذیه میشدند توسط سوراخهای نیم اینچی (13 میلیمتری) که روی آنها تعبیه شده بود، آب را روی آتش میریختند.
از سال 1852 تا 1885 از سیستمهای لولهکشی مشبککاری شده به عنوان وسیلهای برای حفاظت در برابر حریق در کارخانجات نساجی انگلستان استفاده میشد. اما این سیستمها، خودکار نبودند؛ بلکه باید یک نفر آنها را به کار میانداخت. مخترعین اولین بار حدود سال 1860 بود که به دنبال آزمایشاتی روی اسپرینکلرهای خودکار رفتند. اولین سیستم اسپرینکلر خودکار در سال 1872 توسط فیلیپ دبلیو پرات از شرکت آبینگتون (Philip W. Pratt of Abington) در ایالت ماساچوست ثبت اختراع شد.
هنری اس پارمالی (Henry S. Parmalee) از شرکت نیوهیون (New Haven) در ایالت کانکتیکات به عنوان مخترع اولین سَری اسپرینکلر خودکار به شمار میرود. پارمالی موفق شد اختراع پرات را بهبود بخشیده و سیستم اسپرینکلر بهتری خلق کند. او در سال 1874 سیستم اسپرینکلر خود را در کارخانهی پیانوی خودش نصب کرد.
فردریک گرینل طرح پارمالی را بهینهسازی کرد و در سال 1881 سیستم اسپرینکلری را به به نام خود به ثبت رساند. او در ادامه سامانهی ابداعی خود را بیش از پیش بهبود بخشید و در سال 1890 اسپرینکلر دیسک شیشهای را ثبت اختراع کرد که اساساً همان سیستم اسپرینکلری است که امروزه از آن استفاده میشود.
تا دههی 1940، اسپرینکلرها تقریباً فقط برای حفاظت از ساختمانهای تجاری نصب میشدند، ساختمانهایی که مالکین آنها میتوانستند با صرفهجویی در هزینههای بیمهای، هزینهی این سیستمها را تأمین کنند. اما با گذشت سالیان متمادی، امروزه طبق استانداردها و مقررات ساختمانی محلی، اسپرینکلرهای اطفاء حریق، در بخشهایی از آمریکای شمالی و کاربریهای خاص شامل (و نه محدود به) بیمارستانها، مدارس، هتلها و سایر ساختمانهای عمومی تازه ساز، جزو تجهیزات ایمنی اجباری به شمار میروند. اما در ورای مرزهای ایالات متحده و کانادا به ندرت میبینیم که سیستمهای اسپرینکلر بر اساس استانداردهای ساختمانی برای کاربریهای عادی که تعداد افراد حاضر در آنها زیاد نیست (مانند کارخانهها، خطوط فرایند، خرده فروشیها، پمپهای بنزین و امثالهم) اجباری شده باشند.
امروزه اسپرینکلرها در اغلب ساختمانهای دیگر مانند مدارس و مجموعههای اقامتی نصب میشوند. این وضعیت تا حد زیادی ناشی از لابیگریهای صورت گرفته توسط شبکهی ملی اسپرینکلرهای اطفاء حریق، شبکهی اسپرینکلرهای اطفاء حریق اروپا و انجمن اسپرینکلرهای اطفاء حریق خودکار بریتانیا است.
در اغلب موارد، مقررات ساختمانی در اسکاتلند و انگلستان به جهت رعایت ایمنی افراد حاضر در انواع خاصی از املاک، نصب سیستمهای اطفاء حریق اسپرینکلر را در این محلها ضروری دانستهاند.
در اسکاتلند، همهی مدارس جدیدالإحداث، درمانگاههای جدید، گرمخانهها و آپارتمانهای بلند مرتبه توسط اسپرینکلر محافظت میشوند. در انگلستان همهی ساختمانهای به ارتفاع بیش از 30 متر باید به اسپرینکلر مجهز باشند. در سال 2011، ولز به اولین کشوری در جهان بدل شد که نصب اسپرینکلرهای اطفاء حریق را در منازل جدیدالإحداث الزامی اعلام کرد. این قانون شامل منازل تازهساز و آپارتمانها و همچنین درمانگاهها و خوابگاههای دانشجویی میشود و از سپتامبر 2013 لازمالإجرا خواهد بود.
استفاده از سیستم اطفای حریق اسپرینکلر

اسپرینکلرها از سال 1874 در ایالات متحده مورد استفاده بودهاند و اغلب در کارخانجات نصب میشدهاند که طی قرن اخیر شاهد آتش سوزیهای فاجعه باری از نظر خسارات جانی و مالی بودهاند. در حال حاضر در آمریکا همهی ساختمانهای بلند مرتبه و زیرزمینی که بطور کلی 75 فوت (23 متر) بالاتر یا پایینتر از حد دسترسی عوامل آتشنشانی قرار گرفتهاند و توان آتشنشانان برای کشیدن شلنگ آب کافی برای اطفاء حریق احتمالی در آنها محدود است، ملزم به تجهیز شدن به اسپرینکلر هستند.
گاهی نصب اسپرینکلر بواسطهی مقررات ساختمانی الزامی دانسته شده و گاهی توسط شرکتهای بیمهای بدان توصیه شده تا از خسارات مالی یا وقفههای تجاری ناشی از حریق کاسته شود. در آمریکا، مقررات ساختمانی مربوط به محلهای تجمع عمومی بیش از 100 نفره و محلهایی که خدمات اقامتی شبانه روزی ارائه میدهند، مانند هتلها، آسایشگاهها، خوابگاهها و بیمارستانها، معمولاً یا بر اساس مقررات ساختمانی، یا به عنوان پیش شرطی برای دریافت کمکهای مالی ایالتی و فدرالی و یا بعنوان یکی از شروط اخذ پروانه (که اخذ آن برای موسساتی که به دنبال آموزش پرسنل پزشکی هستند، الزامی به شمار میرود)، نصب اسپرینکلر را الزامی کرده اند.
مقررات اسپرینکلرهای اطفای حریق در ایالات متحدهی آمریکا
اگرچه تعداد قوانین فدرالی مشخص در زمینهی استانداردهای ساختمانی اندک است و وضع این قوانین عموماً به حوزههای قضایی محلی سپرده شده است، ولی دولت فدرال از ابزارهای تأمین مالی و پولی برای ترویج استانداردهای ایمنی در برابر حریق در ساخت و سازها استفاده کرده است.
در سال 1990، کنگرهی آمریکا مصوبهی PL-101-391 را با عنوان «قانون ایمنی هتل و متل (مصوب 1990)» گذراند. به موجب این قانون، همهی هتلها، سالنهای جلسات یا موسسات مشابهی که وجوه فدرال دریافت میکنند (در ازای اقامت مأمورین دولتی یا برگزاری جلسات دولتی و امثالهم)، باید الزامات مربوط به حریق و سایر الزامات ایمنی را رعایت کنند. مشهودترین نمونه از این الزامات، تعبیهی اسپرینکلر است. با افزایش هتلها و اقامتگاههای عمومی دیگری که با هدف پذیرش بازدیدکنندگان دولتی، تأسیسات خود را ارتقا میدهند، این نوع سیستمها رفته رفته به نُرم صنعت تبدیل میشوند – حتی با وجود آنکه هنوز در هیچ یک از آئین نامههای ساختمانی محلی، اجباری نشدهاند.
اگرچه آئین نامههای ساختمانی صراحتاً استفاده از اسپرینکلرهای اطفاء حریق را اجباری نکردهاند، ولی طوری تنظیم شدهاند که نصب این سیستمها به عنوان یک گزینهی انتخابیِ بسیار مفید شناخته شود. در اغلب آئین نامههای ساختمانی ایالات متحده، برای سازههای مجهز به سیستمهای اسپرینکلری اطفاء حریق، استفاده از مصالح ساختمانی ارزان قیمت، مساحت طبقات بزرگتر، و راهروهای خروج طولانیتر مجاز دانسته شده است و الزامات کمتری در زمینهی اطفاء حریق در حین ساخت و ساز منظور میشود. از این رو، معمولاً با نصب سیستم اسپرینکلر و صرفه جویی در دیگر هزینههای پروژه، هزینهی کل ساختمان نسبت به سازههای فاقد اسپرینکلر، کاهش مییابد.
در سال 2011، پنسیلوانیا و کالیفرنیا به اولین ایالتهای آمریکا تبدیل شدند که در آنها تجهیز ساختمانهای مسکونی جدیدالإحداث به سیستمهای اسپرینکلر الزامی اعلام شد. اما پنسیلوانیا همان سال این قانون را لغو کرد. امروزه بسیاری از شهرداریها نصب اسپرینکلر در ساختمانهای مسکونی را الزامی میدانند، حتی اگر در سطح ایالتی چنین الزامی وضع نشده باشد.
مقررات اسپرینکلرهای اطفای حریق در اروپا

افزایش توجه و حمایت از سیستمهای اسپرینکلر در انگستان که عمدتاً بدلیل لابیگری موثر شبکهی ملی اسپرینکلرهای اطفاء حریق، انجمن اسپرینکلرهای اطفاء حریق اروپا و انجمن اسپرینکلرهای خودکار بریتانیا رخ داده است، موجب شده سیستمهای اسپرینکلر بیشتری نصب شوند. به عنوان مثال، دولت انگلیس در 100 امین شمارهی بولتن ساختمانی توصیه کرده بیشتر مدارس جدیدالإحداث به حفاظت در برابر حریق از طریق اسپرینکلر مجهز باشند. در سال 2011 ولز به اولین کشوری در جهان بدل شد که نصب اسپرینکلرهای اطفای حریق را در منازل جدیدالإحداث الزامی اعلام کرد. این قانون شامل منازل و آپارتمانها و همچنین درمانگاهها و اقامتگاههای دانشگاهی تازهساز میشود. در اسکاتلند همهی مدارس جدیدالإحداث و همینطور همهی پارکینگها، گرمخانهها و آپارتمانهای بلند مرتبه به اسپرینکلر مجهز هستند.
در بریتانیا از دههی 1990، اسپرینکلرها وارد مقررات ساختمانسازی (انگلستان و ولز) و استانداردهای ساختمانی اسکاتلند شدند و تحت شرایطی خاص، وجود سیستمهای اسپرینکلر به عنوان عاملی برای معاف شدن از رعایت برخی دیگر از بخشهای این مجموعه مقررات به شمار میرود. به عنوان نمونه، در صورت وجود سیستم اسپرینکلر، مجوز تراکم 2 برابر و افزایش فاصلهی خروجی (تا خروجی در زمان حریق) را به همراه دارد و همچنین در این صورت کاهش درجهی حریق دیوارههای جداسازی داخلی نیز مجاز شمرده میشود.
در نروژ از جولای 2010، همهی خانههای جدیدی که بیش از دو طبقه داشتهاند و همچنین همهی هتلها، آسایشگاهها و بیمارستانهای جدید ملزم به داشتن اسپرینکلر شدهاند. در سایر کشورهای اسکاندیناوی نیز الزام به تعبیهی اسپرینکلر در آسایشگاههای جدید، یا وضع شده و یا بزودی وضع خواهد شد، و در فنلاند تا سال 2010، یک سوم آسایشگاهها مورد بهسازی قرار گرفته و به اسپرینکلر مجهز شدند. وقوع آتش سوزی در بازداشتگاه مهاجرین غیرقانونی در فرودگاه شیفول در هلند در 27 اکتبر 2005 که موجب مرگ 11 نفر از بازداشت شدگان گردید، به بهسازی و تعبیه ی اسپرینکلر در همهی زندانهایی از این دست در هلند شد. حادثهی آتش سوزی در فرودگاه دوسلدورف آلمان در 11 آوریل 1996 که با مرگ 17 نفر همراه بود، به نصب اسپرینکلر در همهی فرودگاههای بزرگ آلمان انجامید. در بیشتر کشورهای اروپایی دیگر نیز نصب اسپرینکلرها در مراکز خرید، انبارهای بزرگ و ساختمانهای بلند مرتبه الزامی شده است.
ارتقاء سطح فرهنگ HSE در صنایع و پروژه ها یكی از اصلی ترین دغدغه های مدیران ارشد در راستای كاهش حوادث و جنبه های زیست محیطی است. بی شك آموزش صحیح و موثر، با اثر بخشی بالای خود میتواند اصلی ترین مولفه فرهنگ سازی قلمداد شود. آموزش امری است تخصصی و پیچیده كه كه اثر بخشی و تغییر نگرش در رفتار فراگیران، نتیجه اشراف و توانایی آموزش دهنده بر موضوعات مورد آموزش و خود مبحث آموزش است. یكی ازخلاء های ماندگاری مفاهیم در ذهن فراگیران سطح عمومی، فقدان كتاب های مصور در زمینه HSE می باشد.
این كتاب هم به عنوان كتابی مستقل، خود آموز و خود آزما و هم به عنوان كتاب كار دوره های آموزشی HSE پیمانكاران و HSE عمومی/كارگری می تواند مورد استفاده قرار گیرد. متقاضیان میتوانند با واحد آموزش شركت فرآیند پژوهان گیتی به شماره تلفن 33074645 و 33074746 تماس حاصل و یا به سایت WWW.FPG.IR مراجعه فرمایند.
نویسنده: احمد یاری
انتشارات آذران (1392) 100 صفحه 4500 تومان تلفن: 33074645
آشنایی با OHSAS 18001
Occupational Health And Saftey Assessment Seriesبه معنای « مجموعه ارزیابی ایمنی و بهداشت حرفه ای» است. و OHSAS-18001:1999 نام نظام جهانی مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای است و عبارت است از نیازمندیهای نظام مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای، تا یک سازمان بتواند بخوبی مخاطرات مربوط به ایمنی و بهداشت حرفه ای را کنترل کند و یک محیط سالم و ایمن کاری را به وجود آورد و عملکرد خود را بهبود بخشد. توجه به استانداردهای نظام OHSAS 18001 از سال آخر دهه 1990 میلادی آغاز شد و سازمانهای عمومی و خصوصی زیادی در سطح دنیا با اجرای آن گزارش کردند که اجرای این نظام باعث بهبود ایمنی و بهداشت محیط کارشان شده و هزینههای ضایعات را نیز به شدت کاهش داده است. اصولاً هدف از اسقرار نظام ایمنی و بهداشت شغلی، سالمسازی محیط کار و بهبود عملکرد سازمان در زمینه ایمنی و بهداشت شغلی از طریق پیشگیری آسیبها و خطرات است.
1ـ ضرورت استقرار نظام مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی در یک سازمان
عوامل زیانآور زیادی در محیطهای کاری مختلف وجود دارند که منجر به ضایعات انسانی و مادی فراوان میشوند. رعایت نکات ایمنی و بهداشت کار باعث سالم و بیخطر شدن محیطهای کاری و کنترل ضایعات میشود. اصولاً ایمنی را میزان فرار از خطر و دور کردن آسیبها تعریف کردهاند. رشته مهندسی ایمنی و حفاظت رشته با ارزش، وسیع و گستردهای است که مجموعه تدابیر، فنون، شیوهها و اصولی را در بر میگیرد که با به کار بردن آنها میتوان نیروی انسانی و سرمایه را در مقابل خطرات مختلف و محتمل در محیطهای کار به نحو موثری حفظ و حراست کرد و در نتیجه محیطهای کاری بیخطر و سالمی جهت افزایش کارایی کارکنان و سودآوری سازمان ایجاد کرد و خطرات و آسیبهای محیط کار را به حداقل خود رسانید. أشنا شدن با عوامل و عناصر زیانبخش و خطرات محیط کار و نحوه مقابله با آنها باعث میشود که نیروی انسانی شاغل در محیط کار احساس امنیت کند و کارآییاش افزایش یابد، همچنین وجهه، اعتبار و ارزش سازمان در انظار عمومی ارتقا پیدا کند
شناخت آثار سوء مواد شیمیایی، گازها، تشعشعات وسایر عوامل فیزیکی و شیمیایی زیانبخش محیط کار روی بدن انسان و حوادث ناشی از کار با وسایل و ماشینآلات، پیشبینی تدابیر، فنون و وسایل ایمنی لازم را برای هر یک از موارد مذکور ضروری و اجتنابناپذیر میسازد. هر اقدام ایمنی و بهداشت شغلی باعث ارتقاء سطح نسبی ایمنی در سازمان میشود. بررسیهای انجام شده پیرامون چگونگی وقوع حوادث در صنایع مختلف نشان داه است که علت اصلی آنها وجود((شرایط ناایمن» و «اعمال ناایمن» است که خود ناشی از سوء مدیریت و برخوردهای موردی و موضعی (و نه نظام گرایانه، بنیادی و راهبردی) با فعالیتهای ایمنی است.
ضمناً باید توجه داشت که آسیبها و خطرهای محیطهای کاری محدود به حادثه نمیشود. حادثه اثرات سوء آنی و فوری بر روی نیروی انسانی و عوامل مادی برجا میگذارد: حال آن که عواملی هستند که تاثیرهای سوء درازمدت بر سلامت انسان و محیطزیست میگذارد که شاید تاسالها قابل تشخیص نباشند که آنها را بیماری (عمدتاً بیماریهای حرفهای و امراض شغلی یعنی بیماریهایی که به سبب نوع کار عارض انسان میشود) مینامند.
به دنبال این تفکر و با تمرکز بر شناخت عامل بالقوه آسیبرسان (اعم از حادثه و بیماری). به عنوان نقطه آغازین بررسی در امور ایمنی بهداشت کار و محور قرار دادن انسان به عنوان کلید پیشرفت و تعالی سازمان، نظامی برقرار شده است که گردانندگان آن باید برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل همزمان را بر حوادث و همچنین بیماریها و در نتیجه ایجاد یک محیط سالم و ایمن کاری، داشته باشند.
اصولاً امروزه بسیاری از سازمانها برای هدایت و هماهنگکردن فعالیتهای هدفمند و نظامگرای خود از نظامهای مختلف جهانی مدیریت استفاده میکنند. در هر یک از این نظامهای مدیریت، رضایت گروه خاصی بیش از سایرین مورد توجه قرار گرفته است. این گروهها میتوانند مشتریان، کارکنان، صاحبان شرکتها و سهامداران، عرضهکنندگان، پیمانکاران، جامعه، گروههای مستقل و دولت باشند که به عنوان گروههای دینفع یا علاقمند شناخته شدهاند. بنابراین اگر قرار باشد رضایت همه گروههای علاقمند را فراهم کرد، باید به فعالیتها از جنبههای مختلف نگاه شود. این خود مستلزم استقرار نظام مدیریت و بهداشت شغلی نیز به عنوان یکی از راههای جلب رضایت بیشتر
گروههای علاقمند و پیشگیری از ضرر و زیان است.
سازمان بینالمللی استاندارد (ISO) تلاش زیادی کرده است تا یک استاندارد بینالمللی برای نظام مدیریت کیفیت به جای استانداردهای ملی گوناگون تدوین کند که نتیجة آن تدوین استانداردهای سری ISO9000 برای نظام کنترل کیفیت فراگیر (جامع) بود که امروزه با آخرین ویرایش تحت عنوانISO9000-2000 مطرح است. این استانداردها اساس تدوین سایر استانداردهای نظامهای مدیریتی نظیر سری ISO 14000 یا استاندارد زیستمحیطی (تولید پاک) شده است.
استانداردهای نظامهای مدیریت ایمنی نیز عمدتاً بر همین فلسفه استوارند. به دلیل نیازمندی شدیدی که به نظامهای مدیریت ایمنی احساس می شد، استانداردهای زیادی در این زمینه تدوین شده است که در مجموع آنها را بر اساس ماهیتشان به دو دسته عمده میتوان تقسیم کرد:
الف – استانداردهای مدیریت ایمنی مربوط به مواد خطرناک، که هدف این استانداردها به حداقل رسانیدن خطرات ناشی از کار با مواد خطرناک است.
ب – استانداردهای مربوط به ایمنی و بهداشت شغلی کارکنان، که هدف این استانداردها به حداقل رسانیدن خطراتی است که افراد را در محیط کار تهدید میکنند. معروفترین این استانداردها OHSAS 18001 برای نظام مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای است.
دلایل مهم برای استقرار نظام OHSAS 18001 عبارتند از:
1ـ اقدامات دولتها و سازمانهای دولتی برای تشویق بیشتر نظام خود کنترلی در سازمانها با ایجاد حس مسوولیتپذیری و قانونمندی در آنها به کمک نظام OHSAS 18001 بهتر اجرا میشود.
2ـ تغییر در قوانین و مقررات از طرف سازمانهای قانونگذار در ارتباط با نیازمندیها و الزامات عملکردی سازمانها به کمک نظام OHSAS 18001 بهتر اجرا میشود.
3- انتظارات فزایندة کارکنان سازمانها برای داشتن یک محیط کاری ایمن، بهداشتی و بدون آلودگی با اجرای نظام OHSAS 18001 بهتر تأمین میشود. مزایای برپایی نظام OHSAS 18001
برپایی نظام OHSAS18001 در یک سازمان مزایای عمده زیر را در بر دارد:
1ـ همسویی اهداف و برنامههای نظام OHSAS با اهداف نظامهای تجاری
2ـ ایجاد یک چارچوب برای بهبود مستمر
3ـ ا مکان اجرای ممیزی بر اساس یک نظام مدون برای ثبت و صدور گواهی بینالمللی OHSAS 18001
4ـ شناخت کافی خطرات بالقوه موجود در محیط کار
5ـ ارزیابی ریسک ناشی از خطرات و کاهش آن به منظور پیشگیری و کنترل حوادث ناشی از کار
6ـ شناخت قوانین و مقررات مربوطه و در نتیجه کاهش هزینههای ناشی از خسارتهای احتمالی به واسطه عدم رعایت این قوانین و مقررات
7ـ ایجاد یک مجموعه مدون از خط مشی، روشهای اجرایی، برنامهها و اهدافی که بسیار موثر و کارآمد برقرار میشوند.
8ـ هدفمند کردن نظام ایمنی و بهداشت حرفهای و همچنین نگرش برنامهای و مستند به موضوعات مربوط
9ـ ساختار معین و مشخص برای مدیریت ایمنی و بهداشت حرفهای که مشخصکننده محدوده مسوولیتها نیز هست.
10ـ اعتماد بیشتر کارکنان به مدیریت به واسطه تلاش برای ایجاد یک محیط کاری ایمن و سالم و در نتیجه بالا رفتن انگیزه آنان برای انجام مطلوبتر کارها و وظایف سازمانی
11ـ بالا رفتن سطح آگاهی و دانش کارکنان در زمینه ایمنی و بهداشت کار
12ـ استفاده از توازن فکری بالقوه نیروی انسانی برای تقویت پایههای مدیریت ایمنی و بهداشت کار
13ـ فراهم شدن زمینه رقابت سالم و موثر بین سازمانها
محاسن نظامOHSAS 18001 برای کارکنان
نظام OHSAS 18001 بیشترین مزایا را هم برای کارکنان یک سازمان و هم برای سازمان به ارمغان میآورد زیرا:
1ـ مخاطرات محیط کار برای کارکنان به حداقل می رسد.
2ـ از امکانات سختافزاری موجود استفاده مناسب و بهینه میشود.
3ـ عملکرد ایمنی و بهداشتی سازمان بهبود پیدا میکند.
4ـ اعتبار و منزلت سازمان در انظار عمومی و از نظر مشتریان و مصرفکنندگان سازمان ارتقاء پیدا میکند و این خود باعث غرور و سربلندی کارکنان میشود.
راهبردهای (استراتژیهای) امور ایمنی و بهداشت حرفهای
1ـ برقرار کردن نظام مدیریت ایمنی و بهداشت حرفهای.
2ـ بالا بردن آگاهیهای بهداشت و ایمنی در سطوح مختلف سازمان ایجاد فرهنگ انجام کارها در قالب اصول و ضوابط تعیین شده در نظام.
3ـ بهبود وضعیت موجود بهداشت و ایمنی از طریق آموزش
4ـ مشارکت موثر نیروی انسانی شاغل در صنعت در زمینههای مرتبط با بهداشت و ایمنی.
5ـ کاهش احتمال بروز و ظهور عوامل بالقوه آسیبرسان از طریق بهبود فنآوری، بالا بردن کارآیی نیروی انسانی، ایمنیسازی ماشینآلات، محیط کار یا ایستگاههای کاری.
6ـ کاهش زیانهای ناشی از حوادث از طریق:
-کاهش خسارت ناشی از توقف
– کاهش هزینههای مربوط به درمان
-کاهش میزان پرداخت غرامتهای ناشی از کارافتادگی موقت یادائم یا مرگ کارکنان
-کاهش اتلاف وقت در اثر کار نکردن فرد/ افراد حادثه دیده
-کاهش اتلاف وقت به واسطه نگرانیهای ناشی از پیامدهای حادثه و امدادرسانی
– کاهش میزان خرابی دستگاه یا اتلاف مواد و در نتیجه ضایعات کمتر در تولید
-امکان خود ارزیابی توسط سازمان برای انطباق با یک نظام مدیریت ایمنی و بهداشت و ایجاد بستری مناسب برای بهبود مستمر در سازمان
7ـ ایجاد بستر مناسب برای ارتقاء بهرهوری و تعالی سازمان که مهمترین نتیجه ایجاد یک نظام مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی است.
2ـ بهرهگیری از نظام کیفیت فراگیر در طراحی برنامههای ایمنی و بهداشت حرفه ای
امروزه متخصصان ایمنی دریافتهاند که فرآیندی که به طور مستمر از طریق اعمال مدیریت، منجر به بهبود کیفیت میشود دقیقاً همان فرایندی است که سالیان متمادی سعی در به کارگیری آن برای پیشگیری از صدمات انسانی، ضایعات مادی و وقایع زیستمحیطی داشته است. در واقع بهبود ایمنی از طریق یکپارچهسازی با مدیریت کیفیت جامع امکانپذیر است. بهترین عملکرد ایمنی را هنگامی میتوان به دست آورد که نظامهای مدیریت کیفیت و اصول مدیریت ایمنی یکپارچه شوند. ارتباط چشمگیر بین اصول مدیریت کیفیت و اصول مدیریت ایمنی آشکار است. بهترین عملکرد فقط هنگامی قابل دستیابی است که یک تغییر فرهنگی یکپارچه و منسجم برای کیفیت یا ایمنی «در مسیری که یک سازمان به طور روزانه طبق آن فعالیت میکند» اجرا شوند. «پیشگیری» باید نیرویی باشد که عملکرد بدون حادثه را همواره دنبال کند. حادثه به معنای رویداد ناخواسته، غیرمنتظره و برنامهریزی نشدهای است که منجر به مرگ، بیماری، جراحت و معلولیت شود. نظامی که روی اجرای درست همه فعالیتها در بار نخست متمرکز میشود. کارآمدتر از نظامی است که به طور مداوم حوادث را تحلیل میکند تا ارقام و اطلاعاتی را استخراج کند و بر اساس آنها اقداماتی برای اصلاح بهبود و توسعه به عمل آورد. اگر رهیافتها و اقلامات سنتی ایمنی جای خود را با ابتکارات کیفیت عوض کنند، پیمودن مسیر منتهی به «حادثه صفر» و دستیابی به یک محیط ایمن و کاملاً بیخطر کاری آسانتر و بهتر میسر میشود. یکپارچهسازی نظام مدیریت ایمنی و مدیریت کیفیت، سبب یک دگرگونی فرهنگی چشمگیر میشود و این فرآیند باید بخوبی به مرور زمان طرحریزی و اجرا شود.
هنگامی که مدیریت، حقوق کارکنان خود را همانگونه که حقوق مشتریان خود را در نظر دارد، مورد توجه قرار دهد. هدف نهایی «حادثه صفر» دست یافتنی میشود. بدیهی است که وقتی در محیط کار، ایمنی انسانها بالاترین هدف و ارزش تلقی میشود. حوادث خود بخود حذف خواهند شد. سازمانهایی که به وعدههای خود عمل میکنند و از کارکنانشان در مقابل خطرات محیط کار حفاظت میکنند. شاهد توسعه ایمنی خواهند بود. در حالی که سازمانهایی که ارزش بهبود ایمنی عملیاتشان را درک نمیکنند، همچنان شاهد سقوط ارزشهای انسانی و کاهش سودآوری و رشد هزینههای عملیاتی خواهند بود و کارکنانشان احساس فقدان رضایت شغلی خواهند کرد.
3ـ ادغام و یکپارچگی مفاهیم کیفیت و ایمنی و بهداشت شغلی
مفهوم کیفیت مورد استفاده در نظام کیفیت جامع که باعث رضایت مشتریان خارجی میشود، باید در نظام ایمنی و بهداشت شغلی برای رضایت «مشتریان داخلی» سازمان (یعنی کارکنان نیازمند به ایمنی و بهداشت) نیز مورد استفاده قرار گیرد. در پرتو چنین رویکردی است که برنامههای ایمنی در نظام کیفیت جامع یک سازمان یکپارچه میشود و به طور آشکار رضایت خاطر «مشتریان داخلی» را فراهم میآورد. برنامههای ایمنی هنگامی که در فرهنگ سازمان ادغام شوند، بسیار موثر و کارآمد عمل میکنند. در واقع بهترین عملکرد سازمان تنها هنگامی دست یافتنی است که کیفیت در ایمنی و بهداشت شغلی نیز در نظر گرفته شود. یعنی شرایط و مبانی کیفیت در عملیات ایمنی وبهداشت شغلی رعایت شود.
نشانههای فقدان کیفیت در ایمنی و بهداشت شغلی در یک سازمان:
اصولاً در سازمانهای بیتوجه به نکات ایمنی، مانند سازمانهای بیتوجه به موضوع کیفیت، نشانههای یکسانی وجود دارند که میتوان از آنها برای شکل دادن به یک رویکرد مثبت برای بهبود ایمنی استفاده کرد. این علائم به شرح زیر هستند:
1ـ کالاها یا خدمات ارایه شده در چنین سازمانهایی به طور معمول با الزامات موافقت شده، اعلام شده یا نوشته شده سازگاری ندارد.
در مورد ایمنی در این سازمانها باید گفت که چگونگی رسیدن به اهداف ایمنی به وضوح در خط مشی ها، روشهای اجرایی و دستورالعمهای مکتوب آورده نشده است. ایمنی با انجام درست کارها (بر اساس دستورالعملهای توافق شده) حاصل میشود. بدون اهداف صحیح و شفافسازی و ابهامزدایی اهداف، کارکنان مرتبط نمیتوانند برای این که کارها چگونه اجرا شده و چه چیزی باید به دست آید، توافق کنند. سازمانی قادر است بهترین عملکرد ایمنی را داشته باشد که توافق وتفاهم لازم رادر کارکنان برای اجرای دستورالعملهای کاری، به دست آورده باشد. درغیر این صورت «عدم انطباق» امری عادی خواهد بود، بدین معنی که بهترین عملکرد به دست نخواهد آمد و حوادث و بیماریهای شغلی کماکان وجود خواهند داشت.
ب – سازمان دارای عملیات و فرآیندهای فراوانی برای بازرسی و اقدامات اصلاحی هزینه زا به منظور راضی نگهداشتن مشتریان است.
از دیدگاه ایمنی، این موضوع به معنای اصلاح اشکالات در تجهیزات و عملیات به سبب طراحی ناصحیح آنها، نقص فنی آنها یا انجام ندادن صحیح کارها است که منجر به دوبارهکاری درعملیات میشود و هزینههای اضافی ایجاد میکند. سطح ایمنی در سازمان مستقیماً به درجه اهمیت طراحی اولیه ماشینآلات، ابزار و واردات، فرآیندها و روشهای کاری ارتباط دارد.
«دمینگ» متخصص پرآوازه کیفیت معتقد است که: کیفیت باید در طراحی ایجاد شود» و منظور او این است که: «وابستگی رسیدن به کیفیت از طریق بازرسی باید کنار گذارده شود و با ایجاد کیفیت در محصول در نخستین مرحله، یعنی طراحی، نیاز به بازرسی بعدی حذف شود.»
در مورد ایمنی باید گفت که: «ایمنی از میز طراحی آغاز میشود.» سازمانها سطحی از کیفیت را باید هدف قرار دهند که توسط فرایندهای طراحی قابل دستیابی و اجرا باشد.
عامل مهم در پیشگیری از حوادث، «طراحی فرایند، وسیله و ماشین به گونهای است که در برابر خطاها مقاوم باشد.» رویه رایج برای دستیابی به هدف و «مقاوم بودن در برابر خطاها»، طراحی یا باز طراحی ماشینها، تجهیزات و ابزار (به طور کلی سختافزارها) به گونهای است که امکان خطای انسانی را نامتحمل یا غیرممکن سازد.
طراحی به صورت «مقاومت در برابر خطا» یا «ایمنی از طریق طراحی»، در مورد سختافزارها (ماشینآلات، تجهیزات، تاسیسات، ابزار و ادوات و …) و نرمافزارها (روشهای اجرای کار، مدیریت و طراحی سازمانی، تخصیص وظایف بین انسان و ماشین) اساس کارهاست.
طراحی صحیح، اصل کلیدی در دستیابی به ایمنی، بدون تحمیل شدن خسارات انسانی و مالی برای انجام دوبارهکاریها و عبرتگیریهاست و بهبود مستمر را به دنبال دارد. در فارسی هم ضربالمثلهای معروف: «تجربه را تجربه کردن خطاست» و «در مسائل ایمنی اغلب اوقات تجربهگران تمام میشود»، همین مفهوم را میرسانند. بدین طریق احتمال ایجاد خطر را در همان نطفه خفه میکنند.
سازمانهایی که به طور مداوم درگیر حل کردن مشکلات پیش آمده هستند. در یک وضعیت انفعالی قرار دارند و هزینههای بیشتری را برای حل مشکلاتشان متحمل میشوند. برعکس سازمانهایی که به ارزش پیشگیری واقفاند و اقداماتی برای پیشگیری به عمل میآورند. هزینههای کمتری خواهند داشت. همواره باید توجه داشت که سازمانی که به ارزش مآلاندیش و پیشگیری واقف است و «پیشگیری» را یک بخش حیاتی از عملیات روزانه خود قرار میدهد، از دیگر سازمانها که همواره برای حل مشکلات خودکار میکنند. گوی سبقت را خواهد ربود. پیامهای معروف حفاظتی همچون: «بهداشت هم آسانتر و هم کمخرجتر است و مشکل درمان را هم به دنبال ندارد»، «پیشگیری موثرتر، آسانتر و بهتر از درمان است»، «پیشگیری امروز را به علاج فردا موکول نکنید» و «با پیشگیری خطرات، سلامت و سعادت خود و خانوادهتان را حفظ کنید»، همه ناظر بر همین موضوع است.
پ – مدیریت، تعریف استاندارد و واضحی از کیفیت ارایه نکرده است
.در چنین سازمانی هر کس، کار و عملکرد خود را همان طور که دلش میخواهد ارایه میدهد. در مورد ایمنی هم باید گفت که مدیران و کارکنان این واقعیت را نمیدانند که «همه حوادث قابل پیشگیری هستند» و بنابراین در چنین محیطی، عملکرد بدون خطا در دست یافتنی نیست، چون خود سازمان استانداردهایی از عملکرد را مقرر کرده است که مطلوب نیستند. سازمانی که صادقانه به انجام عملکرد التزام دارد، هیچ استانداردی را به جز «حادثه صفر» به عنوان هدف درازمدت خود نخواهد پذیرفت. هنگامی که این انتظار در سراسر سازمان اعلام شود و انتشار یابد، کارکنان بهتر قادر خواهند بود تا به طور مداوم خود را در راستای حرکت به سوی بهترین عملکرد ایمنی، بهبود بخشند.
ت – مدیریت بهای تمام شده «عدم انطباق» را نمیداند.
مطالعات نشان میدهد که به طور معمول 35 درصد هزینههای عملیاتی سازمانها مصروف انجام دوبارهکاریهایی میشود که در نخستین بار درست اجرا نشدهاند. در قلمرو ایمنی، هزینه عدم انطباق (عدم انطباق با الزامات قانونی یا الزامات سازمانی مانند روشهای اجرایی، دستورالعملها، آییننامهها و…) میتواند غیرقابل بخشش و غیرقابل جبران باشد، زیرا که نتیجه عدم انطباق در ایمنی، در خوشبینانهترین وضعیتها، صدمات و لطمات جسمانی و روانی، درد و رنج شدید در حوادث، از دست رفتن اعضا و جوارح بدن (نقائص جسمانی و معلولیت) و در نهایت مرگ است. به این ضایعات باید خسارات مادی ناشی از خرابی و آسیب به ماشینآلات، تجهیزات، ابزار و ادوات، مواد و غیره را نیز افزود. فارغ از این خسارات، لازم است سلب اعتماد مردم و افکار عمومی از سازمان که در نتیجه حوادث به وجود میآیند را نیز در نظر گرفت. زیانهای ناشی از عدم انطباق، مجموعه هزینههای مستقیم و غیر مستقیم است .
نکتهای که در مورد زیانهای ناشی از عدم انطباق باید یادآوری کرد آن است که بیمه تنها درصد محدودی از خسارات وارده (قسمتی از خسارتهای مستقیم) را پرداخت میکند. هنگامی که همه ضایعات عدم انطباق (هزینههای حل مشکل، اقدامات اصلاحی، دوبارهکاریها و …) را در نظر بگیریم اهمیت صحیح کارها در همان نخستین بار، مشهود میشود.
ث – مدیریت انکار میکند که مجموعه خود او (مدیریت) مسبب اصلی ایجاد مشکلات است.
در این مورد، درباره ایمنی، متخصصان بر این باورند که به جای جست و جوی بینشها و عملکردهای ضعیف و نادرست در کارگران، باید در جستو جوی مشکلات مدیریتی بود که به سوی سطوح پایین سازمان (کارکنان) سرازیر و منجر به بروز حوادث میشود. بررسیها نشان میدهد که مدیریت، مسوول 94 درصد همه نتایج خوب و بد سازمانی (از جمله حوادث) ست. کارگر جزء کوچکی از سیستم است و کار کارگر به اصطلاح اضافه کردن آخرین ادویه به غذای دستپخت سیستم مدیریت است، لذا سهم کارگر در ایجاد یک حادثه بسیار کم است و در اکثر قریب به اتفاق موارد ایجاد حادثه تنها به سبب قصور کارگر نیست .نقایصی که ناشی از طراحی ضعیف، نصب نادرست، نگاهداری غلط و تصمیمهای بد مدیریت است. سهم آنها معمولاً اضافه کردن آخرین ادویه به یک غذای سمی است. غذایی که مواد آن از قبل به مدت درازی مشغول پخت بوده است.
مجموعهای از عوامل مادی و انسانی دست به دست هم میدهند و زمینه، شرایط و بستری را فراهم میکنند که منجر به حادثه میشود و کار کارگر و نقش کارگر در ایجاد آن، یکی از موارد است. متاسفانه در غالب موارد، برای پیشگیری از حوادث، نظام مدیریت، که میتواند علت اصلی و بنیادین عدم انطباق باشد، فراموش می شود و بهبود پیدا نمیکند، بلکه در نهایت یک روش اجرایی یا دستورالعمل، بازنگری و بازنویسی شده و به کارگران آموزش داده میشود که در نتیجه کارساز نخواهد بود و نظام مدیریت بدون تغییر باقی میماند.
برای حل مشکلات ایمنی و بهداشت شغلی، مجموعه علل،عوامل و اسباب ایجاد حوادث و بیماریها (و تاثیر متقابلشان برهم) باید بررسی شوند، نه فقط جزیی از کل یا تنها یک قسمت از فرایند کاری، همواره باید توجه داشت که تقابل صحیح سه جانبه بین «انسان – سازمان – فنآوری» در پرتو طراحی صحیح، میتواند همواره ضامن اصلی ایمنی و کارآیی سازمانها باشد.
اهمیت آموزش
با توضیحات فوق، آموزش نکات ایمنی به کارکنان سازمان یک امر حیاتی است. کارکنان باید درک کنند که چه چیزی از آنها انتظار میرود. به علاوه آنها باید چگونگی اجرای کارها را به روش ایمن و مطمئن بدانند و مهارتهای لازم وشرایط احراز مربوط به شغل مربوط را دارا باشند فرایند آموزش باید این اطمینان و تضمین را ایجاد کند که هر یک از کارکنان از جمله کارکنان ارشد اجرایی، قواعد و ضوابط ایمنی را به خوبی درک کرده است. همه کارکنان باید بدانند که ایمنی «وظیفه دیگران»، مثلاً مهندسین یا سازمان ایمنی و بهداشت حرفهای سازمان، نیست، بلکه بازرس و متخصصین ایمنی نقش مشاور را در شناسایی خطرات و ارایه راهحلهای اصلاحی دارد و آنها خودشان باید نکات ایمنی را به طور کامل در عمل اجرا کنند و جدی بگیرند. اجرا کردن نکات ایمنی، یعنی عملی کردن آن چه که در فرآیند آموزش ایمنی فرا گرفته شده است، مستقیماً به عهده کارگر است و توسط آنها باید پیاده و اجرا شود.
در عمل هیچ اتفاقی نخواهد افتاد مگر این که مدیریت ارشد سازمان از طریق تعیین و تبیین اهداف و التزام به آنها، امکان وقوع آنها را ایجاد کند. مدیریت باید زمینه و شرایط کافی را برای حصول اطمینان از اتفاق افتادن تغییرات مورد نیاز را فراهم کند و سکان رهبری عملیات ایمنی را همواره در دست داشته باشد. بنابراین برای کمک به سازمان در برآورده شدن اهداف درازمدت، اهداف کوتاه مدت باید تعیین شود و اولویتهای آنها مشخص شود.
نقش فرهنگ
نکته دیگر در مورد کیفیت و نیز ایمنی، نقش فرهنگ است. فرهنگ باعث «نهادینه شدن» نکات ایمنی میشود. فرهنگ یک سازمان متشکل از باورها، ارزشها، اهداف، ماموریتها، اقدامات عملکردی، آداب و تشریفات و احساس مسوولیت در برابر کارگران، مشتریان و جامعه است. یعنی تمام آن چه که از آن به یک «نظام رفتاری مورد انتظار» یاد و تعبیر می شود کیفیت یا ایمنی بهبود نخواهد یافت مگر آن که این نظام رفتاری مورد انتظار به طور مداوم تغییر پیدا کند. متاسفانه تغییر در فرهنگ به آسانی وبه سرعت دست یافتنی نیست و زمانبر است. در مبحث ایمنی همیشه گفته شده است که «فرهنگ، کلید است.»
استاندارد بودن ترمینال های هر تجهیز الکتریکی در عملکرد صحیح آن در آینده بسیار تاثیر گذار خواهد بود.
برندهای موجود در بازار به شرح زیر می باشند:
– Weidmuller
–
دوره تخصصی و کاربردی آموزش ایمنی در گود برداری و حفاری
مقدمه
درحالی که همه از ایمنی به عنوان یکی از اصول بسیار مهم یاد می کنیم ولی پروژههای ایمن سازی به ندرت جایی درخور و مناسب در فهرست اولویتهای یک کارخانه به خود اختصاص می دهد. هنگامی که کارخانه ها به ایمنی در مقابل آتش سوزی می اندیشند، معمولا تصمیم به پیروی از نشانه های مقابله با آتش و تنظیمات و کنترل آن به روشهای معمول میگیرند. زمانی که این روشها را به درستی به کار گیریم و استفاده از آنها به طور قانونی اجباری شود ضریب ایمنی در مقابل آتش سوزی در انبار به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. تفاوت بین افت اندک سود مالی و ضرر ناشی از بروز فاجعهای عظیم، خواه ناخواه همه کارخانه ها را به سوی به کارگیری دانش ایمنی در مقابل آتش و استفاده از آن در طراحی انبار و فعالیتهای عملیاتی سوق می دهد.
راههای عملی
آنچه در زیر آمده است، پیشنهادها و شرایطی است که در بسیاری از عملکردها و فعالیتهای انبار استفاده می شود. شایان ذکر است که اجرای این روشها به میزان زیادی به ویژگیهای انبار و تجهیزات و سرمایه شما بستگی دارد.
_ اگر چه ممکن است انبارهای کوچک به طور قانونی به سیستم آبفشانی خودکار نیاز نداشته باشند، ولی این وسیله یکی از ابزارهای استاندارد پراهمیت در هر انباری است.
_ مواد ذخیره شده در سالن باید در راهرویی به طول حداقل 100 و عرض حداقل 50 فوت نگهداری شوند.
_ راهروهای با پایان بی استفاده نباید درازایی بیش از 50 فوت داشته باشند.
_ در خلال عملیات ذخیره مجدد موجودی، استفاده از روشهای دستی مانند کارتهای موجودی (کانبان) برای جلوگیری از انباشت مواد در فاصله ای کمتر از 24 اینچ یا نصف عرض راهرو بهکار می رود.
_ استعمال دخانیات در انبار بهکلی ممنوع است و علامتهای « سیگار نکشید» مورد نیاز است.
_ مانند هر قسمت دیگری در فرآیند عملیاتی درجه ایمنی مقابل آتش سوزی به طور عمده از شیوه ها ، فرآیندها و آموزشهای فراهم دیده شده به کارکنان تأثیر می پذیرد.
برنامه های تخلیه:
بسیار مهم است که برای کارمندان به طور کامل مشخص سازید هنگام وقوع آتش سوزی و یا شنیدن صدای آژیر خطر از آنها انتظار انجام چه کاری را دارید. معمولی ترین عکس العمل کارکنان در این مواقع توجه به سرپرستان و مدیران و یا سایر کارکنان است تا ببینند آیا دیگران ساختمان را ترک می کنند یا نه. باید به کارکنان آموزش داد تا درصورت شنیدن صدای آژیر سریعاً ساختمان را از طریق نزدیکترین خروجی ممکن ترک کنند. کارگران انبار معمولاً خروجی ویژه ای را که به ندرت استفاده می شود برای خود تعیین می کنند. این روش بسیار خطرناک است, چون مسلماً در این صورت آنها زمان زیادی را برای نجات خود از دست خواهند داد. همچنین اگر از کارکنان خواسته شده باشد قبل از خروج از ساختمان کارهایی از پیش تعیین شده مانند خاموش کردن وسایل و تجهیزات کار را انجام دهند باید به آنها آموزشهای ویژه درمورد کار و ضمناً شرایط اضطراری ترک ساختمان داده شود.
آموزش :
باید به کارکنان محل قرارگیری و نحوه استفاده از کپسولهای آتش نشانی آموزش داده شود. این امر به خصوص در محیط هایی که در آن منابع قابل احتراق و آتشزا قرار دارند از اهمیت بالایی برخوردار است.
تراکم مواد اضافی و دور ریختنی:
توده های بزرگ مواد زائد و دور ریختنی می تواند خطری بالقوه برای بروز آتش باشد (همانطور که جلوگیری از تخلیه سازمان هم چنین است). برای انتقال اینگونه موادزائد باید محفظه ها و کانتینرهای کافی فراهم باشد و وظیفه ای مشخص به هر یک محول گردد. همچنین باید مکانهایی برای ذخیره پالتها، صندوقها و وسایلی مانند آن در نظر گرفته شود.
در نظر گرفتن طبقه ای خاص برای استقرار و ذخیره مواد:
از رنگ یا نوارهای رنگی برای ذخیره مواد مختلف در ساختمان استفاده کنید. این کار ضریب ایمنی را در انبار و کارخانه به طور چشمگیری افزایش خواهد داد.
هماهنگی آموزشهای ایمن سازی و شیوه های عملیاتی:
فرآیندهای ایمن سازی و اصل آموزش اغلب اوقات به عنوان نتایجی جداگانه مورد بررسی قرار می گیرند ولی به مرور زمان متوجه خواهید شد بهتر است این دو بخش را با هم ادغام کنید. کارهایی که به تمیز کردن سیستمها هواکش، پاکسازی سیستم اطفای حریق، برنامه تخلیه افراد، شارژ باطری و حمل سیلندرهای گاز پروپان مربوط است، باید بخشی از برنامه منظم آموزش کارکنان باشد.
نقش مأموران آتش نشانی در ایمنی انبار:
سعی کنید با ایستگاههای آتش نشانی محدوده خودارتباطی موثر برقرار کنید. در این ارتباط، دو نکته حائزاهمیت است: اولا: مطمئن شوید ایستگاه آتش نشانی از میزان خطر زیادی که بعضی از مواد موجود در انبار دارند و یا تغییراتی که در وضع و نحوه استقرار مواد ایجاد می کند آگاه است. اگر آتش سوزی رخ دهد نکته بسیار مهم آن است که آتش نشانان بدانند کجا گام می گذارند.
ثانیاً درک کنید ایستگاه آتش نشانی محل به شما احتیاج دارد. الزامات و قیود بودجه ای اغلب دسترسی ایستگاههای آتش نشانی را به تجهیزات مورد نیازشان سخت و غیر ممکن می سازد. آنها برای مقابله با آتش و حفاظت از جان و مال انسانها نیاز به امکاناتی دارند تا بتوانند وظایفشان را به راحتی و درستی انجام دهند. کارخانجات محلی می توانند به وسیله برقراری تماس با ایستگاههای آتش نشانی محل تا حدودی تجهیزات مورد نیازشان را تأمین و یا مبلغی را برای خرید این وسایل به آنها اهدا کنند. بی شک این کار سرمایه گذاری مفید برای جلوگیری از ضرری بزرگ به همان کارخانه است.
لزوم تدوین ضوابط و مقررات ایمنی در صنایع
قوانین و مقررات مربوط به ایمنی در صنایع به سه گروه تقسیم می شوند:
گروه اول: ضوابط و مقرراتی که استقرار صنایع و مراکز خدماتی بر مبنای آن صورت می گیرد.
گروه دوم: ضوابط و مقرراتی که بر ساخت و سازهای صنعتی و موضوع ایمنی بهویژه از لحاظ حریق نظارت دارد.
گروه سوم: ضوابط و مقرراتی که نحوه فعالیت و چگونگی عملکردهای واحدهای صنعتی را کنترل و نظارت می کند.
در نگاه اول چنین ضوابط و مقرراتی محدودکننده و بازدارنده تلقی میشوند، بهطوریکه الزام به رعایت کلیه ضوابط و مقررات وضع شده توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی (دولتی و یا خصوصی) از تمایل به سرمایه گذاری در بخش صنعت میکاهد و می تواند منجر به انصراف آنها شود. ولی باید توجه داشت که هرگونه حادثه آتش سوزی در یک واحد صنعتی میتواند زیانهای اقتصادی کلانی را برای صاحبان واحد صنعتی در پی داشته باشد و افزون بر زیانهای مادی، تلفات انسانی زیادی را نیز به بار آورد. حتی اگر خطر نشت آتش به واحدهای همجوار بهدلیل تمهیدات از پیش تعیین شده وجود نداشته باشد قطعاً آلودگیهای ناشی از آتش سوزی در یک واحد صنعتی در مناطق مجاور آثار مخربی برجا می گذارد. هنوز خاطره آتش سوزی در نیروگاههای اتمی « تری مایل ایلند » (ایالات متحده- سال 1979) و « چرنوبیل» (شوروی سابق- 1986) از یاد نرفته است. این آتش سوزیها نظر کارشناسان را به این نکته معطوف کرد که در پاره ای از واحدهای صنعتی نه خود حریق بلکه تبعات آن، آثاری خطرناک در محیط اطراف خود به جای میگذارد.
ضمنا با بروز حادثه آتش سوزی یک واحد صنعتی بزرگ که در یک شهر کوچک فعالیت می کند، کارخانه از کار بازمیمانند و نیروی شاغل در آن کارخانه بیکار میشوند. به بیان روشنتر، تعادل اشتغال در جامعه از بین میرود، افراد زیادی در شهر فرصتهای شغلی را از دست میدهند و شهر عملاً از لحاظ اقتصادی فلج خواهدشد. بنابراین توجه به یک واحد صنعتی با چنین ویژگی و اهمیتی تنها به محدوده صنعت مربوط نمیشود، بلکه این توجه ناشی از نیاز شهر به سلامت و ادامه فعالیت واحد صنعتی مذکور است.
وقوع چنین حوادثی در گذشته و آثار و تبعاتی که بر جای می گذارند، سبب شده است، در کشورهای مختلف ضوابط و مقررات نسبتاً جامعی برای استقرار صنایع و نیز نظارت بر عملکردشان تدوین شود. اگرچه کلیت این ضوابط و مقررات به مسائل زیست محیطی و حفظ محیط زیست از آلودگیهای مختلف بر می گردد، اما در آنها تجربیات گذشته و آتش سوزیهایی که به دنبال خود عوارض زیست محیطی داشته اند مورد توجه قرار گرفته است.از اینرو رعایت آنها ضمن حفظ محیط زیست سبب میشود آتش سوزی در واحدهای مختلف کمترین ضایعات را برای محیط اطراف داشته باشد.
برخی از سازندگان تجهیزات اعلام حریق ضد انفجار عبارتند از:
– MEDC
– Siemens
– E2S
– Spectrex
– STAHL
– CEAG
– CORTEM
– BARTEC
–
در نواحی ای که احتمال انفجار در آن ها وجود دارد سیستم های اعلام حریق برای این که کارایی لازم را داشته باشند بایستی خود در اثر انفجار دچار آسیب نشوند. لذا به تجهیزاتی که در این نواحی قابل استفاده است تجهیزات ضد انفجار یا Explosion Proof می گویند. شایان ذکر است که در نواحی ای که گازهای قابل انفجار وجود دارند تجهیزات علاوه بر ضد انفجار بودن می بایست Seal نیز باشند تا خود در اثر جرقه و یا جریانات الکترونیکی باعث حریق نشوند!
هر یک از اسپرینکلرهای سربسته با استفاده از یک لامپ شیشهای حساس به حرارت یا یک اتصال فلزیِ دو تکه که تکههای آن با آلیاژی قابل ذوب به هم وصل شدهاند، بسته نگهداشته میشود. این لامپ شیشهای یا اتصال فلزی به درپوش لوله فشار وارد میکند و به این ترتیب مانع از خروج آب تا زمانی میشود که دمای محیط پیرامون اسپرینکلر به دمای فعالسازی مورد نظر در طراحی اسپرینکلر برسد. در یک سیستم اسپرینکلر لوله تَر استاندارد، هر یک از اسپرینکلرها با رسیدن به میزان از پیش تعیین شدهای از حرارت، به شکل مستقل فعال میشود. بنابراین در حالت عادی تنها یک یا دو اسپرینکلر نزدیک به محل آتش سوزی عمل خواهند کرد. این موجب میشود فشار آب در محل شروع آتش سوزی در بالاترین حد باشد و میزان خسارات وارده به ساختمان در اثر ریختن آب به حداقل برسد.

خسارت ناشی از فعالسازی یک اسپرینکلر کمتر از خسات ناشی از جریان شلنگ آتشنشانی است که چیزی در حدود 900 لیتر در دقیقه (250 گالن در دقیقه) آب گسیل میکند. یک اسپرینکلر متعارف برای محلهایی با کاربری تولید صنعتی چیزی در حدود 75 تا 150 لیتر در دقیقه (20 تا 40 گالن در دقیقه) آب تخلیه میکند. اما یک اسپرینکلر سرکوب اولیهی واکنش سریع (ESFR – Early Suppression Fast Response) متعارف با فشار psi 50 (kPa 340) چیزی در حدود 100 گالن در دقیقه (380 لیتر در دقیقه) آب تخلیه خواهد کرد. علاوه بر این، افشانگرها معمولاً ظرف 1 الی 4 دقیقه بعد از شروع حریق فعال میشوند، در حالیکه معمولاً دست کم 5 دقیقه طول میکشد تا هشدار آتش سوزی به ایستگاه آتشنشانی اعلام شده و خودروهای آتشنشانی به محل اعزام شوند، ضمن آن که راه اندازی تجهیزات و رساندن جریان آب از طریق شلنگ به حریق هم خود 10 دقیقه زمان خواهد برد. همین زمانهای اضافه میتواند موجب گسترش قابل ملاحظهی آتش شده و میزان آب مورد نیاز برای مهار آن را به شکل فزایندهای افزایش میدهند.
دوره آموزش کار در ارتفاع
با توجه به اهميت موضوع آموزش و پيشگيري دبيرخانه ستاد هماهنگي امور ايمني و آتش نشاني كشور در نخستين اقدام، تدوين نشريه هشدارهاي ايمني را به انجام رساند. اين نشريه دربردارنده موضوعات متنوعي است كه انسان ها بطور روزمره يا بطور موقتي به ان سركار دارند.
نویسنده: محمود مقاری
انتشارات سازمان شهرداریهای کشور (1382) ، 80 صفحه، 600 تومان
دوره آموزش ایمنی داربست
برخلاف سالیان گذشته، امروزه اهمیت پیشگیری از حوادث در محیط های شغلی بر صاحبان صنایع و شاغلین پوشیده نیست. مسلم است، این مهم نیاز به نیروهایی متخصص دارد و تربیت چنین نیروهایی برعهده دانشگاه هاست. در این راستا، بوردهای تخصصی رشته های مرتبط سعی داشته اند با بهروز كردن سرفصل ها و برنامه های درسی، دانش آموختگان را با توانمندی هایی بیش از پیش به جامعه عرضه دارند. اما آنچه كه مغفول مانده تهیه متون علمی (Textbook) برای تدریس در دانشگاه هاست كه بر مبنای این سرفصل ها نوشته شده باشد. هدف از نگارش این كتاب جبران این كاستی است. بنابراین محتوای كتاب بر اساس سرفصل درسی مصوب سی و ششمین جلسه شورای عالی برنامه ریزی علوم پزشكی برای مقطع كارشناسی رشته مهندسی بهداشت حرفهای تهیه شده است.
نویسنده: دکتر شیرازه ارقامی و دکتر مصطفی پویا کیان
انتشارات فن آوران (1392) 280 صفحه 12000 تومان تلفن: 66953998
انواع سیستم اطفای حریق آبی به شرح زیر است:
سیستمهای اسپرینکلر لوله تَر
سیستمهای اسپرینکلر لوله تَر با فاصلهی زیادی به عنوان پر کاربردترین گونه از سیستمهای اطفاء حریق اسپرینکلر نسبت به سایر انواع سیستم اطفای حریق آبی به شمار میروند. ضمناً این نوع اسپرینکلرها لقب مطمئنترین گونه از سیستمهای اسپرینکلر را نیز یدک میکشند، چرا که ساده بوده و تنها اجزای کاری آنها عبارتند از اسپرینکلرهای خودکار و (البته اغلب، نه در همهی موارد) شیر یکطرفه هشدار خودکار. یک منبع آب خودکار، که آب تحت فشار را به لولهکشی سیستم تغذیه میکند.

سیستمهای اسپرینکلر لوله خشک
در بین انواع سیستمهای اسپرینکلر، سیستمهای لوله خشک از حیث فراوانی کاربرد در ردهی دوم قرار دارند. سیستمهای لوله خشک در فضاهایی نصب میشوند که در آنها دمای محیط گاهاً چنان سرد میشود که در صورت پر بودن لوله از آب، موجب یخ زدن آن شده و مانع از عملکرد آن میشود. بیشترین کاربرد سیستمهای لوله خشک در ساختمانهای فاقد گرمایش، پارکینگها، پارکینگهای روباز متصل به ساختمانهای مجهز به گرمایش (که در آنها از سیستم لوله تَر استفاده میشود)، یا در سردخانهها است. در مناطقی که مشمول مقررات NFPA میشوند، نصب سیستمهای َتر مجاز شمرده نمیشود، مگر آنکه بازهی دمای محیطی بالای F40º باقی بماند.
در این نوع سیستمها تا زمان بکار افتادن سیستم، آبی در سیستم لولهکشی وجود نخواهد داشت؛ در عوض این شبکه با هوایی پر شده که فشار آن کمتر از فشار منبع آب است. برای ممانعت از رانده شدن آب درون منبع (که فشار بالاتری دارد) به درون شبکهی لولهکشی در حالت عادی، شیر لولهی خشک (نوع خاصی از شیر یکطرفه) به نحوی طراحی شده که با افزایش سطح تماس زبانهی این شیر با هوای موجود در شبکهی لولهکشی (در مقایسه با فشار بالاتر آب ولی سطح تماس کوچکتر زبانهی شیر یکطرفه)، نیروی بیشتری روی زبانهی شیر یکطرفه وارد شود.
وقتی که یک یا بیش از یکی از سَریهای خودکار اسپرینکلر به کار میافتند، باز شده و به هوای محبوس در لوله اجازه میدهند از آن اسپرینکلر خارج شود. با گذشتن دمای هر یک از اسپرینکلرها از حد فعالسازی، آن اسپرینکلر مستقلاً به کار میافتد. با افت فشار هوا در لوله، تفاضل فشار در شیر لولهی خشک تغییر میکند و موجب وارد شدن آب به سیستم لولهکشی میگردد. جریان آب از اسپرینکلرها که لازمهی کنترل حریق است، تا تخلیهی هوا از اسپرینکلرها به تعویق میافتد. در مناطق مشمول مقررات NFPA 13، زمان صرف شده از فعالسازی اسپرینکلر تا رسیدن آب به اسپرینکلر به حداکثر 60 ثانیه محدود شده است. در کاربردهای صنعتی به این حد زمانی «حداکثر زمان رسید آب» گفته میشود. بسته به طبقهبندی خطر محدودهی حفاظت شده توسط سیستم اسپرینکلر، گاهی سقف حداکثر زمان رسیدن آب کاهش داده میشود.
از منظر برخی از مالکین و ساکنین ساختمانها، اسپرینکلرهای لوله خشک از حیث محافظت از کلکسیونهای ارزشمند و سایر نواحی حساس به آب، مفید ارزیابی میشوند. این تلقی از بیم آن نشأت میگیرد که سیستم لولهکشی تَر به تدریج به نشتی نامحسوس آب خواهد انجامید، در حالیکه امکان بروز چنین نقیصهای در سیستمهای لوله خشک وجود ندارد.
معایب استفاده از سیستمهای اسپرینکلر لوله خشک عبارتند از:
سیستمهای سیلابی (دیلیوج)
سیستمهای موسوم به « سیلابی» سیستمهایی هستند که در آنها همهی اسپرینکلرهای متصل به سیستم لولهکشی، باز هستند، چه اینکه عنصر حساس به حرارت در آنها حذف شده یا این سیستمها اختصاصاً به شکل فوق طراحی شدهاند. از این سیستمها برای مخاطرات خاص در مکانهایی استفاده میشود که در آنها گسترش سریع حریق جزو نگرانیها به شمار میرود، چرا که در این سیستمها آب به شکل آنی در کل محدودهی خطر گسیل میشود. گاهی اوقات این سیستمها را در دربهای ساختمان یا مسیرهای ورودی شخصی نصب میکنند تا از سرعت گسترش حریق (مثلاً از طریق دربهای تعبیه شده روی یک دیوار مقاوم در برابر حریق) بکاهند.

تا زمان عمل کردن سیستم، آبی در لولهها وجود ندارد. از آنجاییکه روزنههای اسپرینکلر باز هستند، فشار سیستم لوله معادل فشار اتمسفر خواهد بود. برای جلوگیری از جاری شدن آب به سیستم لولهکشی بواسطهی فشار مخزن آب، یک «شیرفلکهی سیلابی» در محل اتصال به مخزن آب جایگذاری میشود، شیرفلکهای که یک ضامن مکانیکی دارد. این شیرفلکه فاقد قابلیت بازنشانی بوده و بعد از کشیده شدن ضامن آن، باز میماند.
بدلیل حذف عناصر حساس به حرارتِ موجود در اسپرینکلرهای خودکار (که موجب باز شدن اسپرینکلرها در این سیستمها میشوند)، لازم است بعد از اعلام هشدار حریق توسط یک سیستم اعلان حریق، شیرفلکهی سیلابی باز شود. نوع دستگاه اعلام حریق عمدتاً با توجه به نوع خطر انتخاب میشود (مثلاً آشکارسازهای دود، آشکارسازهای حرارت، یا آشکارسازهای شعلهی نوری). دتکتورهای اعلان حریق، سیگنالهایی را برای کنترل پنل اعلان حریق ارسال میکنند و این پنل نیز به نوبهی خود سیگنال باز شدن شیرفلکهی سیلابی را به این شیرفلکه ارسال میکند. بسته به اهداف سیستم ممکن است فعالسازی به شکل دستی انجام شود. معمولاً فعالسازی دستی از طریق یک شستی اطفای حریق انجام میشود که سیگنالی را به پنل اعلان حریق ارسال کرده و این پنل نیز متعاقباً سیگنال باز شدن شیرفلکهی سیلابی (دیلیوج) را به این شیرفلکه ارسال میکند.
عملکرد – فعال شدن دستگاه اعلان حریق یا تغییر وضعیت اهرم دستی (شستی)، سیگنالی را به پنل اعلان حریق ارسال میکند که متعاقباً موجب ارسال سیگنال باز شدن شیرفلکهی سیلابی (دیلوج) و واردشدن آب به سیستم لولهکشی میشود. در نتیجه آب به صورت همزمان از همهی اسپرینکلرها جریان مییابد.
سیستمهای اسپرینکلر پیشعمل (پیش فعال)
سیستمهای اسپرینکلر پیشعمل مخصوص محلهایی هستند که فعال شدن تصادفی این سیستم در آنها خسارت بار است، محلهایی مانند موزهها که آثار هنری، دست نوشتهها یا کتب نادری در آنها نگهداری میشوند، و یا مراکز دادهها که در آنها حفاظت از تجهیزات کامپیوتری در برابر تخلیهی تصادفی آب از اهمیت زیادی برخوردار است.
برحسب هدف دقیق سیستم، سیستمهای پیشعمل، ترکیبی از سیستم های تَر، خشک و سیلابی هستند. دو نوع اصلی از سیستمهای پیشعمل وجود دارد که عبارتند از سیستمهای تک قفل (single interlock) و دو قفل (double interlock).

عملکرد سیستمهای تک قفل مشابه با سیستمهای خشک است، با این تفاوت که این سیستمها نیازمند آنند که آشکارسازی «پیشینِ» حریق، که معمولاً از طریق فعال شدن یک آشکارساز حرارتی یا دودی صورت میگیرد، قبل از «عمل» ورود آب به لولهکشی سیستم از طریق باز شدن شیر پیشعمل، که یک شیر ضامن دار مکانیکی (مشابه شیرفلکهی سیلابی) است، انجام شود. به این ترتیب، سیستم اساساً از یک سیستم خشک به یک سیستم َتر تبدیل میشود. هدف عبارتست از کاهش زمان تأخیر ناخواستهی رسیدن آب به اسپرینکلرها که جزو خصوصیات سیستمهای خشک به شمار میرود. چنانچه اسپرینکلرها پیش از شناسایی حریق به کار بیفتند یا سیستم لولهکشی دچار نشتی شود، افت فشار هوا در لوله به غلط موجب فعال شدن سیستم اعلان میشود. در این حالت، به دلیل افت فشار ناظر، شیر پیشعمل باز نخواهد شد و آب وارد لولهکشی نمیشود.
عملکرد سیستمهای دوقفلی مشابه با سیستمهای سیلابی (سیستم دیلوج) است، با این تفاوت که در آنها از اسپرینکلرهای خودکار استفاده میشود. این سیستمها نیازمند آنند که هم یک رخداد آشکارسازی حریق «پیشین»، که معمولاً از طریق فعال شدن یک آشکارساز حرارت یا دود صورت میگیرد، و هم به کار افتادن اسپرینکلر خودکار، هر دو قبل از «عمل» ورود آب به لولهکشی سیستم واقع شوند. فعالسازی شناساگرهای حریق به تنهایی یا اسپرینکلرها به تنهایی، بدون آنکه دیگری بکار افتد، نمیتواند موجب وارد شدن آب به لولهکشی شود. از آنجایی که در سیستمهای دو قفلی تا قبل از عمل کردن اسپرینکلرها آبی وارد لولهکشی نمیشود، این سیستمها از نظر زمان رسیدن آب جزو سیستمهای خشک به شمار رفته و به همان ترتیب نیازمند محدودهی طراحی بزرگتری هستند.
سیستمهای پاشش آب و کف
سیستم اطفاء حریق آب و کف افشان (فوم)، سیستمی با کاربرد ویژه است که مخلوطی از آب و کنستانتره کف کم انبساط را تخلیه میکند که موجب پاشش کف (فوم) از اسپرینکلر میشود. معمولاً از این سیستمها در مکانهایی با خطرات ویژه استفاده میشود که بروز حریق در آنها چالش برانگیز است، مانند انبارهای مایعات اشتعالپذیر و آشیانهی هواپیما. بسته به نوع سیستمی که کف به درون آن تزریق میشود، عملکرد این سیستمها همانند سیستمهای فوقالإشاره است.

سیستم اطفای حریق اسپری آب
به لحاظ عملیاتی، سیستمهای «اسپری آب» درست مانند سیستمهای دیلوج (سیلابی) هستند، اما در این سیستمها، لولهکشی و الگوهای اسپری نازل تخلیه به نحوی طراحی شدهاند که از چیزی با مشخصات منحصر به فرد (که معمولاً اجزاء یا تجهیزات سه بعدی هستند)، محافظت به عمل آورند (درست نقطهی مقابل سیستم سیلابی که برای پوشش محدودهی کف یک اتاق طراحی شده است). نازلهای مورد استفاده در این سیستمها، اسپرینکلرهای اطفاء حریق نیستند و معمولاً طوری انتخاب میشود که برای انطباق با شکل سه بعدی جسم مورد نظر، یک الگوی پاشش خاص ایجاد کنند (مثلاً الگوهای پاشش متعارف عبارتند از بیضوی، مخروطی، کاملاً دایرهای، و جت باریک). به عنوان نمونههایی از اجسام حفاظت شده توسط اسپری آب میتوان به اطفای حریق یاتاقانهای توربوژنراتورها یا اطفای حریق ترانسفورماتورهای برق اشاره کرد که حاوی روغن خنککاری هستند. از سیستمهای اسپری آب میتوان به شکل بیرونی روی سطح مخازن حاوی سیالات یا گازهای اشتعالپذیر (مانند هیدروژن) نیز استفاده کرد. در این حالت هدف از اسپری آب، خنک کاری مخزن و محتویات آن برای پیشگیری از انفجار مخزن (BLEVE) و گسترش حریق است.
سیستمهای مه آب (واترمیست – Water Mist)
از سیستمهای مه آب برای کاربریهای خاصی استفاده میشود که در آنها هدف اصلی عبارتست از ایجاد یک بخار جاذب حرارت. از این نوع سیستم عموماً در جاهایی استفاده میشود که نگرانی از آسیب ناشی از آب وجود دارد، یا جاهایی که با محدودیت منابع آبی روبرو هستیم.

استاندارد NFPA 750 مه آب (واترمیست) را در قالب یک اسپری آب تعریف کرده که اندازهی قطرات آن «در حداقل فشار کاری نازل تخلیه، کمتر از 1000 میکرون» است. اندازهی قطرهی آب را میتوان با تنطیم فشار تخلیه از نازلی با اندازهی روزنهی ثابت، کنترل کرد. با ایجاد مه میتوان از حجم یکسانی از آب، سطح تماس با حریق بزرگتری بدست آورد. بزرگتر بودن سطح تماس با حریق موجب تسهیل در انتقال حرارت شده و سرعت تبدیل قطرات آب به بخار را افزایش میدهد. مه آب با جذب حرارت بیشتر در واحد زمان نسبت به آب، به دلیل سطح تماس وسیعتر با حریق، اثربخشی بیشتری در خنکسازی اتاق داشته و در نتیجه از دمای شعله میکاهد.
عملکرد – سیستمهای واترمیست (مه آب) میتوانند مانند سیستمهای سیلابی (دیلیوج)، لوله تَر، لوله خشک یا پیشعمل، مورد استفاده قرار بگیرند. تفاوت در آن است که سیستم مه آب از یک گاز متراکم به عنوان واسطی برای پودریسازی استفاده میکند، پودری که در ادامه از طریق لولهی اسپرینکلر اسپری میشود. در برخی از سیستمها به جای گاز متراکم از پمپهای فشار قوی برای افزایش فشار آب تا حدی استفاده میشود که در هنگام خروج از نازل اسپرینکلر، پودر میشود. از این سیستمها میتوان با استفاده از روش کاربرد موضعی یا روش سیلاب زنی کامل استفاده کرد، درست مانند سیستمهای حفاظت در برابر حریق گازهای پاک.
طراحی
جدول فوق که از استانداردهای ایمنی حریق نیوزیلند برداشته شده است، نشاندهندهی رنگ حباب و دمای کاری مربوطه است.
|
دما |
رنگ الکل مایع درون لامپ |
|
|
درجهی سانتیگراد |
درجهی فارنهایت |
|
|
57 |
135 |
نارنجی |
|
68 |
155 |
قرمز |
|
79 |
174 |
زرد |
|
93 |
200 |
سبز |
|
141 |
286 |
آبی |
|
182 |
360 |
بنفش |
|
227 260 |
440 500 |
سیاه |
سیستمهای اسپرینکلر با هدف کنترل یا سرکوب حریق طراحی میشوند. اسپرینکلرهای کنترلی برای کنترل نرخ آزاد شدن حرارت حریق برای ممانعت از فروریختن سازهی ساختمان، طراحی میشوند و مواد سوختنی پیرامون حریق را پیشاپیش تَر میکنند تا از گسترش آتش سوزی جلوگیری شود. در این حالت، حریق تا تمام شدن همهی مواد سوختنی مشتعل شده یا اطفاء فعالانهی حریق از سوی آتشنشانان، خاموش نمیشود. اسپرینکلرهای سرکوبگر (که پیش از این تحت عنوان اسپرینکلرهای سرکوب اولیهی واکنش سریع (ESFR) نام برده شد) به دنبال کاهش ناگهانی نرخ آزاد شدن حرارت در اثر حریق و در ادامه، اطفاء فوری حریق پیش از مداخلهی دستی هستند.
بیشتر سیستمهای اسپرینکلر امروزی با رویکردی مبتنی بر مساحت و تراکم طراحی شدهاند. در ابتدا کاربری و محتویات ساختمان بررسی میشوند تا سطح خطر حریق مشخص شود. معمولاً ساختمانها در قالب کم خطر، خطر معمولی گروه 1، خطر معمولی گروه 2، پرخطر گروه 1 و پرخطر گروه 2 تقسیمبندی میشوند. بعد از تعیین طبقهبندی خطر میتوان با استفاده از جداول مرجع مندرج در استانداردهای انجمن ملی حفاظت در برابر حریق (NFPA) به یک مساحت و تراکم طراحی رسید. مساحت طراحی، مساحت محدودهای فرضی از ساختمان است که در بدترین حالت آتش سوزی دچار سوختگی خواهد شد. تراکم طراحی هم معیاری از میزان آب لازم بر فوت مربع از مساحت طبقه است که باید بر مساحت طراحی اعمال گردد.
به عنوان مثال، در یک ساختمان اداری که در دستهی سازههای کم خطر طبقهبندی شده است، مساحت طراحی متعارف برابر با 1،500 فوت مربع (140 متر مربع) و تراکم طراحی برابر با 1/0 گالن بر دقیقه (6-10 × 3/6 متر مکعب بر دقیقه) بر هر فوت مربع (093/0 متر مربع) یا حداقل 150 گالن بر دقیقه (0095/0 متر مکعب بر دقیقه) بر مساحت طراحی 1،500 فوت مربعی (140 متر مربعی) است. به عنوان مثالی دیگر میتوان به یک تأسیسات تولیدی اشاره کرد که در قالب خطر معمولی گروه 2 طبقهبندی شده که در این گروه، مساحت طراحی متعارف برابر با 1،500 فوت مربع (140 متر مربع) و تراکم طراحی برابر با 2/0 گالن بر دقیقه (5-10 × 3/1 متر مکعب بر دقیقه) بر هر فوت مربع (093/0 متر مربع) یا حداقل 300 گالن بر دقیقه (019/0 متر مکعب بر دقیقه) بر مساحت طراحی 1،500 فوت مربعی (140 متر مربعی) است.
پس از تعیین مساحت و تراکم طراحی، محاسباتی صورت میگیرد تا ثابت شود که سیستم مورد نظر قادر به رساندن میزان آب لازم به محدودهی طراحیِ مورد نیاز هست. در این محاسبات، همهی افت یا افزایش فشارهای اتفاق افتاده بین منبع آب و اسپرینکلرهایی که در محدودهی طراحی عمل میکنند، منظور میشوند. این موارد در بر گیرندهی افت فشار ناشی از اصطکاک درون لولهکشیها و افت یا افزایش فشار ناشی از تفاضل ارتفاع بین منبع و اسپرینکلرهای تخلیه نیز میشوند. در برخی موارد، فشار لنگری حاصل از سرعت آب درون لولهکشی هم در محاسبات وارد میشود. معمولاً این محاسبات با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری انجام میشوند، اما تا پیش از توسعهی سیستمهای کامپیوتری، این محاسباتِ گاهاً پیچیده با دست انجام میشدند. مهارت انجام محاسبات مربوط به سیستمهای اسپرینکلر با دست هنوز هم جزو الزامات آموزشیِ طراحان سیستمهای اسپرینکلری به شمار میرود که به دنبال اخذ گواهینامهی سطح حرفهای از سازمانهای تأیید صلاحیت مهندسی مانند موسسهی ملی تأیید صلاحیت در فناوریهای مهندسی (NICET) هستند.
با کاهش هزینهی سیستمهای اسپرینکلر و مشهودتر شدن مزایای این سیستمها، استفاده از آنها در سازههای مسکونی رواج بیشتری مییابد. معمولاً سیستمهای اسپرینکلری مسکونی در دستهی مسکونی و جدا از طبقهبندیهای تجاری فوق الإشاره قرار میگیرند. سیستمهای اسپرینکلری تجاری برای حفاظت از سازه و ساکنین آن در برابر آتش طراحی میشوند. بیشتر سیستمهای اسپرینکلری مسکونی به نحوی طراحی شدهاند که آتش را تا حدی سرکوب کنند تا امکان خروج ایمن ساکنین ساختمان فراهم شود. اگرچه این سیستمها در اغلب موارد از سازه در برابر بروز خسارات جدی محافظت میکنند، اما این به عنوان هدف ثانویهی آنها به شمار میرود. در سازههای مسکونی معمولاً از نصب اسپرینکلر در کمدها، سرویسهای بهداشتی، بالکنها، باغچهها و اطاقکهای زیرشیروانی خودداری میشود، زیرا بروز آتش سوزی در این مکانها معمولاً اثری بر مسیر خروج ساکنین ساختمان ندارد.
در صورتی که خسارت ناشی از آب یا حجم آب جزو نگرانیهای عمده باشد، میتوان به جای آب از روشی موسوم به سرکوب حریق با مه آب استفاده کرد. این فناوری که به مدت 50 سال است که در دست توسعه قرار دارد، به استفادهی عمومی نرسید، ولی استفاده از آن در کشتیها و برخی کاربردهای مسکونی معدود، پذیرفته شده تلقی میشود. سیستمهای سرکوب با مه (سیستم های اطفاء حریق واترمیست)، با استفاده از حرارت حریق برای «تبدیل آنی» ابری از مه آب به بخار کار میکنند. در ادامه این کار موجب خفه شدن آتش میشود. از این رو، استفاده از سیستمهای واترمیست در مواردی با بیشترین اثربخشی همراه است که احتمال وجود آتش سوزی داغ و آزادسوز وجود داشته باشد. در صورت نبود حرارت کافی (مانند آتش سوزیهای عمیقی مثل حریق در ذخایر کاغذ)، هیچ بخاری تولید نشده و سیستم مه قادر به اطفاء حریق نخواهد بود. برخی آزمایشات نشان دادهاند که حجم آب مورد نیاز برای اطفاء حریق با استفاده از چنین سیستمی بسیار کمتر از حجم آب مورد نیاز برای اطفاء همان حریق با استفاده از سیستم اسپرینکلر متعارف است.
در صورت نیاز به آموزش تخصصی و کاربردی طراحی و اجرای سیستم اطفاء حریق اسپرینکلر بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دوره آموزش سیستم اطفای حریق اسپرینکلر
برخی برندهای موجود در بازار:
– Meanwell
– Vesda
– Q&W
– Delta
– ACRO
– MW
نکته مهم: در صورتی که منبع تغذیه را برای ماژول ها یا تجهیزاتی مثل دتکتورهای شعله و بیم به کار می برید فراموش نکنید که باید از منبع تغذیه ی دارای باطری شارژر استفاده کنید و یا این که علاوه بر منبع تغذیه معمولی، باطری شارژر مستقل را نیز در نظر بگیرید. (بدیهی است که منبع تغذیه ی جداگانه برای این تجهیزات باطری مستقل نیز می خواهد! چون باطری پنل تنها متعلق به منبع تغذیه ی خود پنل است)
از تغذیه ی Aux خود پنل ها تنها در صورتی که از محاسبات جریانی تجهیزات پنل مطمئین هستید و مغایر دستورالعمل های محصول نباشد استفاده کنید.
—————————–
منبع تغذیه یا به صورت ترانس کاهنده به همراه مدار یکسوسازی داخل پانل قرار می گیرد و یا به صورت مجزا از بیرون پانل کنترل متصل میشود. ولتاژ خروجی منبع تغذیه معمولا 24 ولت DC و قدرت جریان دهی آن حدود 2 آمپر است. قدرت جریان دهی منابع تغذیهی جداگانه حدود 3 تا 6 آمپر است و در دستگاههای بزرگ و در دستگاههای بزرگ با تعداد Zone بالا استفاده میشود. در مواقع قطع برق منبع تغذیهی اظطراری که معمولا عبارت از 2 عدد باطری خشک (بدون نیاز به سرویس و نگهداری) 12 ولت میباشد که به طور سری بسته میشوند تا 14 ولت DC را تامین کنند. در حالت عادی که برق 220 ولت وصل است سیستم باطریها را شارژ کرده و برای مواقع قطعی برق نگه میدارد و هنگاه بروز قطعی برق به طور اتوماتیک وارد مدار میشوند بسته به تعداد زونهای تابلو اصلی در آمپر ساعتهای مختلفی استفاده میشوند. برای تابلوهای 2 زون باطریهای 2 آمپر ساعت و برای تابلوهای 4 الی 12 زون 7 آمپر ساعت و برای تابلوهای 12 الی 24 زون باطری 12 آمپر ساعت مناسب میباشد. معمولا باطریها در داخل تابلو کنترل قرار میگیرند. بعد از نصب سیستم باید باطریها را قبل از اتصال پانل شارژ کرد و سیستم را با باطریهای شارژ شده روشن نمود.
برای تغذیهی الکتریکی سیستم اعلام حریق باید خط جداگانهای در نظر گرفته شده باشد و بر روی فیوز و کلید تغذیهی اصلی حتما باید جملهی «خط اعلام حریق، کلید قطع نشود» با وضوح کامل نوشته شده باشد.
نکات زیر حتما باید مورد توجه قرار گیرد:
– سیستمهای اعلام حریق به غیر از اتصال به شبکهی الکتریکی ساختمان باید مجهز به سیستم برق اضطراری و باتری نیز باشد.
– خط تغذیهی تابلوی کنترل مرکزی اعلام حریق باید کاملا اختصاصی باشد.
– توان باتریها باید به اندازهای باشد که حداقل 30 دقیقه سیستم را در حال کار نگه دارد. برای حفاظت بیشتر بهتر است که باتریها توان کار طی 24 ساعت را داشته باشند.
– منبع تغذیه باید مجهز به سیستم صوتی اتمام باتری باشد که در صورت سرآمدن زمان شارژ باتری، هر یک دقیقه یک بار سیگنال صوتی را به گوش راهبران سیستم برساند.
– منبع تغذیهی اضطراری باید به صورت اتوماتیک باشد و حداکثر ظرف مدت 30 ثانیه در مدار استفاده قرار گیرد.
– یک نشانگر باید به طور مستمر روشن بودن دستگاه را نشان دهد.
– منبع تغذیهی سیستم اعلام حریق در اماکن مسکونی باید توان تغذیهی الکتریکی زنگی با شدت صوت 85 دسیبل را به مدت حداقل 4 دقیقه داشته باشد.
– خروجی منبع تغذیه نباید از 30 ولت تجاوز کند.
– منبع تغذیهی اعلام حریق به به گونهای در سیستم نصب شود که دسترسی برای خاموش کردن سهوی آن وجود نداشته باشد.
– شارژ باتریها نباید فاصلهی زیادی با تابلو کنترل مرکزی و باتریها داشته باشد. این فاصله به طور معمول حداکثر 3 متر در نظر گرفته میشود.
ضرورت توجه به ایمنی زميني در شركت های هواپیمایی یک الزام همگانی است. مقوله ایمنی زميني در محوطه رمپ از حساسيت خاصي برخوردار است، انجام عمليات زميني بدون حادثه، جزئي از وظايف عادي محسوب میگردد چرا كه پرسنل عملياتي و مديران آنها مطابق رويه ايمني كار را انجام ميدهند و معتقد هستند كه رعایت اصول ایمنی و حفظ محیط زیست نه تنها در پیشگیری از حوادث و بیماری های شغلی موثر است بلکه در کمیت و کیفیت خدمات نیز می تواند نقش مهمی داشته باشد. رعایت اصول ایمنی در محیط کار مساوی است با حفظ نیروهای متخصص، تداوم پروازها و جلوگیری از ایجاد خسارت های هنگفت که در مواردی می تواند یک شرکت را با مشکل جدی مواجه کند.حفظ و صيانت از نيروهاي عملياتي و حفظ تداوم پروازها با انجام یک سری اقدامات مقطعی و پراکنده امكا نپذير نمي باشد بلکه استقرار نظام ایمنی در شرکت در صورتی امکا نپذیر است که مدیریت برای آن ساز و کار مناسب در نظر گیرد و آن را جزیی تفکیک ناپذیر از اهداف استراتژیک قلمداد کرده، برای آن برنامه شفاف و هدفمند کوتاه مدت و بلند مدت تدوین و امکان اجرای آنرا فراهم آورد.اصول و مراحل برنامه ریزی ایمنی در جهت فعال کردن کمیته ها با استفاده از فر مها و جداول پيشنهادي نظام نوين ايمني بايد همراه باشد.ویژگیها و مزایای این الگوی برنامه ریزی عبارتند از:
شناخت حوادث و ریسکها، تعیین اولیت ها، هدفمند کردن فعالیت ها، استفاده بهینه از ماشین آلات رمپ، تنظیم تقویم زمانی برای فعالیت ها، امکان ارزیابی برنامه ها، ایجاد شرايط مناسب جهت تنظیم بودجه برنامه ای، امکان خود ارزیابی و غيره كه تمام اين مراحل وابسته به دو اصل شناسايي ريسكها و ارزشگذاري حوادث است.
برنامه ریزی:
برنامه ریزی کاری ضروری برای حیات کمیته هاست و برای آنکه فعالیت های نتیجه بخش داشته باشیم واز انجام کارهای آشفته بپرهیزیم باید بدانیم:
کجا هستیم؟بررسی و شناخت وضعیت موجود حوادث و ایمنی ، بررسی موانع، نیازها و اولویت ها.
کجا می رویم؟اهداف،انتظارات
چگونه برویم؟تعیین روش ها، فعالیتها، برآورد بودجه.
مراحل برنامه ریزی:
1 – شناخت وضعیت موجود، در این مرحله اقدامات زیر باید انجام شود:
1-1) جمع آوری ریسک ها و حوادث
2-1) تجزیه و تحلیل حوادث و ریسکها براي تعيين علت اصلي حادثه
3-1 ) طبقه بندی و اولویت بندی
2 – تعیین اهداف شامل:
1-2 ) اهداف میان مدت
2-2 ) اهداف کوتاه مدت
3- تهیه برنامه تفصیلی
4- ارزیابی
1-1 ) جمع اوری ریسک ها و حوادث:
اولین مرحله در برنامه ریزی کنترل حوادث، شناسایی همه خطرات و عوامل زیان آور محیط کار است که میتوان از رو شهای زیر استفاده کرد:
بازدید از محوطه ايرساید فرودگاه و شاپ های فنی و تاسیسات،مطالعه گزارشات موجود،تجزیه و تحلیل ایمنی مشاغل، گزارش ادعای خسارت مسافر،دریافت نظرات کارکنان در مورد خطرات شغلی
آنها،بررسی معاینات پزشکی،بررسی ممیزی های قبلی،نتایج مطالعات قبلی در مورد حوادث و ایمنی و ریسک های محیط کار
2-1 ) تجزیه و تحلیل ریسک ها وحوادث
در این مرحله داده های جمع آوری شده را از نظر انطباق یا عدم انطباق با الزامات قانونی و ضوابط و معیارهای ایمنی و حفاظت محیط زیست مورد ارزیابی قرار میدهیم.